2777
2789
عنوان

دیشب خانواده شوهرم مهمونمون بودن بیایین بگم چی شد

| مشاهده متن کامل بحث + 3110 بازدید | 97 پست
اصلا برات مهم نباشه .توالان بیشتر از شوهرت توی جمعی که بودی نوع طرز فکرشون در مورد تو که چی برداشت م ...

دردم اینه چرا شوهر من هیچوقت یاد نمی گیره با زن و بچش چه جور رفتار کنه خصوصا تو جمع همیشه ما را کوچیک کرده و گرنه بقیه مهم نیستن من قراره کنار این مرد پیر شم این کرد ده سال جوونیم را کنارش گذروندم حس میکنم باختم بدجور باختم

عزیزم تقصیر خودت ک شروع کردی بگی‌تقصیر شوهرمه که فلان شده..اونم یه چیزی میگه دیگه.. هیچی نمیگفتی

خب خجالت کشیدم از غذا ار رفتار ناپسندش با پسرم از اینکه از صبحش فقط داد زد و الکی ادا اومد میخواستم خانواده شوهرم بدونند این هنرنمایی پسرشونه نه عروسشون

بچه یه چیزی تو دلم مونده نگم میترکم😍

جاریمو بعد مدت‌ها دیدم، انقدرررر لاغر شده بود که شوکه شدم! 😳

پرسیدم چی کار کرده تونسته اون لباس خوشگلشو بپوشه تازه دیدم همه چی هم می‌خوره!گفت با اپلیکیشن زیره "رژیم فستینگ "گرفته

عید نزدیکه و منم تصمیم گرفتم رژیم فستینگ بگیرم. سریع دانلود کردم و شروع کردم، تازه الان تخفیف خوب هم دارن! 🎉

شما هم می‌تونید با زدن روی این لینک شروع کنید

اول اینکه کم محلش کن . دوم امروز رفتی مهمانی غذا رو که خوردی سر میز بگو خوبه امشب خبری از برنج شفته و کباب شور تو نیست حداقل تونستیم با ارامش منو پسرم غذا بخوریم جلو جمع ظایش کن بعدم بخند . 



سوم وقتی مهمان میاد اول صبح صداش بزن بگو من میخوام فلان چیزارو بپزم اینم لیست خریداست اگر بازم کوچکترین دخالتی کرد بگو پس من تا نیم ساعت قبل تایم مهمان میام خونه اون دفعه بخاطر غذات که حیوونم نمیدم بخوره از بس بد مزه  بود نمیزارم اشک بچمو در بیاری میرم بیرون موقع مهمونی میام اگرم میگی بمونم ب هیچ وجه حق دخالت نداری اگر اوکی داد بمون و بپز اما اگر وسط پخت اومد لباس بپوش برو بیرون بچتم ببر این عادت زشتش بهر حال باید با یک جنگ بزرگ تمام شه

اصلا برام مهم نیست اونا چه فکری می‌کنند ببین یه درصد هم مهم نیست دلم از همسرم شکسته اینکه دارم کنار ...

حق داری عزیزم ولی چه میشه کرد این مردا درست بشو نیستند. وضعیت شما هم از چشم خدا به دور نیست. ان شاء‌الله خودش براتون جای دیگه ای جبران میکنه

با من از سم حرف نزنید! ۱۲ سالم بود بابام برام گوشی خرید. بعد چند روز یه مزاحم زنگ زد گفت میشه آشنا شیم؟🌝 هول شدم گفتم شب زنگ بزن😐تا شب از استرس حالت تهوع داشتم😂😂😂😂وقتی زنگ زد سریع گوشیو برداشتم گفتم خجالت بکش مردک. مزاحم نشو! دیگه حق نداری به من زنگ بزنی🥲🤧🤧🤧🤧
بیشتر ببینید

چقد اخلاق شوهرت مثه پدر منه

ما بعد سالها فهمیدیم که بابا این خوشش از مهمون کلا نمیاد

مشکلش با مهمونداری و مهمونی رفتنه البته بیشتر با خانواده خودش

خانواده مادرم سالی یکی دوبار میان و میرن از این اداها نداره

خوشبختانه با خانوادش دیگه سر رعتار زشت و ناپسند پدرم رفت و امد نداریم

چقد اخلاق شوهرت مثه پدر منهما بعد سالها فهمیدیم که بابا این خوشش از مهمون کلا نمیادمشکلش با مهموندار ...

البته پدرم تو غذا و سفره و اینا دخالت نمیکرد

ولی از صبح بد اخلاق بود و مدام غر غر میکرد

تو مهمونیم اینقد دل مادرمو میشکستتتتت

دیگه مادرمم مهمونیارو کنسل کرد 

راحت شد

حالا شوهر منم اهل دخالت تو پذیرایی و مهمونداریه

فلان چیز حتما باسه و ... منتها خوش اخلاقه و خدایی دست راستمه

درسته خیلی خیلی دخالت مبکنه و ریز بینه اما موقع مهمونی خونه رو کامل گردگیری میکنه و جارو و ..  پا به پای منم کار میکنه

مهمونم میاد کلا تو اشپزخونس در حال پذیرایی و جمع و جوریه

پسرم خیلی حساسه وقتی دعوامون میشه گوشهاشو میگیره به من میگه مامان دعوامون نکنید سرم درد میگیره من به ...

بخدا شوهر منم لنگه شوهرت هس ی خاله زنک عوضی از در ک میاد میزه اشپزخونه ببینه سماور آب داره چایی تازه اس غذا آب داره بلکه ی ایرادی بگیره ی داستانی درست کنه یعنی مرد خاله زنک مصیبت هس بخدا به بچه کار داره لباس چی تنش سردش گرمشه عرق داره  مریض عصبیع ی پمپ آب میکشه روزی ده بار ک صداش تو مخم هس میزم حمام لخت با حوله باید بزم پمپ بزنم از من ایراد میگیره ولی وظیفه خودش انجام نمیده ی شیر آب دسشویی ی سال آب میده دزست نمیکنه  عید هزار تومن پول نمیده دست چهار تا بچه عیدی بدم اخه یکی گیر میده به زنش خودش کامل باشه یعنی بخدا تو این چند روز عبد همش عین سگ گربه باید صدامون بیاد 

من امیدم به خدا بعد خدا هم به خداست 

وقتی متنت رو خوندم باورم نمی شد یه زن و شوهر دیگه دقیقا با همین اخلاق با هم زندگی می کنن کاملا مثل ما حتی دیالوگها و دخالتهای شوهرت تو نحوه پخت برنج و ... دقیقا مکالمات ما موقع مهمونیه مخصوصا اونجا که گفته از عهده مهمونداری بر نمی یای فکر نکنم کسی مثل من تورو درک کنه چون منم با همچین آدمی زندگی می کنم و می دونم چی می کشی 

البته پدرم تو غذا و سفره و اینا دخالت نمیکردولی از صبح بد اخلاق بود و مدام غر غر میکردتو مهمونیم این ...

درد بلاش بخوره تو مغز سر شوهر احمق خر من الهی جگرم خون کرد 

من امیدم به خدا بعد خدا هم به خداست 

والله داماد مام اینجورین به خصوص وقتی خانواده خودش میخوان بیان تو همه چیز از آب برنح نا نمک غذا وهمه چی مداخله میکنه و دست میبره!!! خواهر منم شاکیه ولی خب چه میشه کرد محلش نذار یا اگه میتونی یه بار همه رو بذار گردن خودش و  بزن بیرون تا توبه کنه بدون دعوا بگو باشه همه کار یا با خودت یا برو بیرون چیزی نگو.

وای حالا من یه بچه دوساله دارم باز ما های آخرم باردارم دیروز گفتم دکتر گفته استراحت کن شوهرم و مادرش هردو برگشتن گفتن چکار کردی مگه کار کجا بود میگفتی هی استراحتم خیلی دلم شکست  خدا از ادم های بی درک شعور نگذره

ارسال نظر شما


نظر خود را وارد نمایید ...

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792