2777
2789
عنوان

من حساسم یا شوهرم بیشعوره کدوم

| مشاهده متن کامل بحث + 757 بازدید | 47 پست

مامان ها✋✋ طاها من مشکل توجه تمرکز و تاخیر کلام داشت.

دو سال برای گفتار درمانی حضوری می‌رفتیم که بی نتیجه بود.😔

تا با خانه رشد که صد تا درمانگر تخصصی گفتار و کار و روانشناس آنلاین هستن آشنا شدم، برای هر مشکلی هم آقای خلیلی بهترین درمانگر رو بهم معرفی کرد. 

این مدت خدا رو شکر پسرم خیلی پیشرفت کرده.🤩🤩

اگه نگران رشد و تربیت فرزندتون هستین خانه رشد عالیه. شما هم می‌تونید با زدن روی این لینک شروع کنید.

از نظر من کاملا حق با شماست


برادرشوهر مگه چقد با زنداداش راحت که اینجوری باهاش صحبت کنه


والله ما با مادرشوهرم تو یک ساختمون هستیم برادرشوهرمم مجرد ولی همیشه حد و حدود نگه میداریم 

با هم صحبت میکنیم  ولی صحبت های عادی نه اینجوری

اها مشکل از منه ک شوهرم بجای دلداری دادن من بفکر جاریمه و واسش خودشیرینی میکنه؟!

مشکل اینه که شما دخترت الان یکماهش شده شاید هم بیشتر ولی هنوز نتونستی ازفکرش دربیای ،چیزی که فقط یک شوخی لفظی بوده وتمام شده واین وسواس فکری تو تمام تاپیک هات دیده میشه،اگه نتونی از این وضعیت خارج بشی هم خودت وهم اطرافیانت واقعا تو سختی  قرار میگیرید .

مشکل اینه که شما دخترت الان یکماهش شده شاید هم بیشتر ولی هنوز نتونستی ازفکرش دربیای ،چیزی که فقط یک ...

اون احمق نفهم ک تو اون شرایط بیشتز از هرکس و از هر وقت به دلگرمیش نیاز داشتم و بهشم گفتع بودم ک نیاز دارم ک مبادا بگه حواسم نبود ، قبول نداره شوخیه مسخره ای کرده ، اصلا دیگه بدتر تو اون وضعیت من وقت شوخی کردن اونم با زنداداششه؟! اصلا چرا باید با اون شوخی کنه؟! چرا نگف نترس قوی باش چرا مادرش ک اونهمه باهم دشمنی داشتیم دلداریم داد ولی این احمق ک مثلا همسر منه حتی ی کلمه دلگرم کننده از زبونش بیرون نیومد؟

عزیزم اون باید زنشو دلداری میداد نه اینکه به فکره جاریش باشه

ببین زن و شوهر باید دوست و رفیق هم باشن اگه قراره دعوا کنن باید بزارن سر یه چیز خیلی بزرگ مثلا خیانت دعوا کنن نه این که عه تو اونجا اونجوری گفتی حالا دعوا کنن بعد اون دعوا رو یک ماهم کشش بدن عه مادرت به من اینجوری گفت دعوا کنن عه رفتیم اونجا تو فلان کارو کردی دعوا کنن سر همین دعوا های کوچیک کوچیک دل آدم به زندگیش چرکین میشه بعد الان شوهره اومد منت کشی دفعه دیگه میگه ولش کن بزار قهر بمونه 

اون احمق نفهم ک تو اون شرایط بیشتز از هرکس و از هر وقت به دلگرمیش نیاز داشتم و بهشم گفتع بودم ک نیاز ...

عزیزم چرا از این مساله نمیتونی عبور کنی ،چرایکبار برای همیشه با همسرت حلش  نمیکنی ،شما باید بدونی فقط یه شوخی بوده وتمام شده ،حالا یاشوخی بجا یا بیجا ،شما زیادی درگیر رفتار شوهرت با جاریت هستی .واز مشکلی که برات پیش میاد نمیتونی تمامش کنی ونه ماه‌ها با خودت این افکار رو بکشونه وهر لحظه با یاد آوری اون برای خودت عزاداری میکنیوتمام وجودت رو درگیر میکنی وبه خودت صدمه میزنی .

میتونست خفه خون بگیره چیزی نگهقبولم نداره حرفش بد بوده

آخه حرف بدی نزده تو چون جاریت بوده حساس شدی اگر جای جاریت خواهرت بود این حرف و میزد ناراحت نمیشدی اصلا تا الان یادت میرفت ما زنا یه وقتایی انگار برق گرفتمون یه چیزمون میشه به خدا 

آخه حرف بدی نزده تو چون جاریت بوده حساس شدی اگر جای جاریت خواهرت بود این حرف و میزد ناراحت نمیشدی اص ...

شاید خاهرمم بود حساس میشدم

من مشکلم طرف نیس کی باشه مشکلم اینکه من تو اون شرایط ی دلگرمیش نیاز داشتم 

ارسال نظر شما


نظر خود را وارد نمایید ...

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792