کلا سطح فکرت رو عوض کن عزیزم. اینجوری نیست که زندگی. مثلا پزشک بودن افتخار باشه و یه شغل دیگه بودن مایه خفت و خواری باشه. ببین اگر اینجوری رفتار کنی یا حتی توی فکرت بیاد به روح و روان دخترت هم انتقال میدی. دنیا رو یه جور دیگه ببین. خوب بودن وضع مالی یا تنگدست بودن وزیر و وکیل و مهندس بودن یا نبودن باور کن خوشبختی و افتخار به اینا نیست
خواهش میکنم اینطوری فکر نکن. از دریچه دیگه ای به دنیای اطرافت نگاه کن. حیف نیست شما که انقدر با زحمت و سختکوشی جلو اومدی و الانم یه دختر مثل دسته گل داری با یه شوهر خوب این فکرا بیاد توی ذهنت؟ نکن اینجوری با خودت
اون حس کوچیک شدن هم که میگی دقیقا مال این نوع طرز فکره. این طرز فکرو عوض کن با دید بازتری نگاه کن روحت اونقدر بزرگ میشه که این چیزا برات پیش پا افتاده میشه که مثلا یکی رو ببینی پزشک باشه و فکر کنی خیلی مهمه و باید خوب به چشمش بیای. از آینده هیچ کس هم خبردار نیستیم حتی خودمون. الان بگو ببینم همین پزشکی که می گی ده سال دیگه کجاست؟ زنده ست؟ مرده؟ بچه ش چجوری تربیت شده؟ طندگیش تا کجا و چجوری پیش رفته؟ سلامته> نیست؟ تصادفی چیزی کرده؟ بیماری ای چیزی گرفته؟ اصلا معلوم نیست