منم اینجوریم خاستگاری خوب هم داشتم همه جوره داشتم همه رو رد کردم دقیقا حتی نزاشتم بیان برای رابطه هم همینم کم میرم داخلش واقعا ازدواج حالم بهم میزنه فکر بهش اصلا حاضر نیستم کسی دائمی یا طولانی مدت کنار خودم تحمل کنم زندگی دو نفره واقعا برام چندشه اگر بخوام وارد رابطه میشم اونم چون میدونم دائمی نیست یا نمیدونم خیلی قرار نیست طرف ببینم
حاضر نیستم هیچی از رندگی خودم فدای ازدواج کنم نه آزادی نه کار نه تحصیلات غیره واقعا ازدواج و بچه داشتن برام به عنوان یک زن باخته مخصوصا از سن کم که دیگه باخت حسابی
ولی اینجور آدمی نیستم بی ادبی کنم یا پرخاش غیره در قالب ادب میگم نیان یا نمیدونم رد میکنم و به بقیه نیفهمونم دنبال ازدواج نیستم واقعا از زندگیم راضیم لحظه ای به ازدواج یا گاهی رابطه فکر هم نمیکنم حس میکنم این زندگی خیلی چیزای خفن تری داره تا با این چیزا بسوزونم با احترام به سبک زندگی بقیه چیزایی که گفتم صرفا راجب خودم و زندگیم بود چون اون خانوم درک میکنم منم کامل اینجوریم و حس میکنم تمام حریم میره با ازدواج