منم چندین سال آرزوی مرگ کردم
چون خونواده خوبی نداشتم
بعد که ازدواج کردم هم سالهای سال آرزوی مرگ کردم چون بسیار فقیر شدم و نابارور
حالا بعد از ۱۸ سال زندگی مشترک که دوتا بچه هم دارم بچه هام هم کاشتم تا صاحب فرزند شدم
چقد از خودم گرفتم تا صاحب خونه شدم چقد دلم خوش بدر حالا فهمیدم دارم میمیرم
دارم به خدا التماس میکنم منو نکش
بخاطر بچه هام به خاطر جونیم
به خاطر این همه سختی که کشیدم تا زندگی کنم
آخه حالا میخواد منو بکشه
آخه چرا
بچم شیرخواره
خدایا التماست میکنم نزار بچه هام بی مادر بشن
الان دارم گریه میکنم بچه شیر خوارم و کودک ۸ سالم کنارمه
آخه چرا؟