امروز رفتیم خونه مادر شوهرم و دعوامون نشد
من پسرم رو میزارم خونی مادر شوهرم و میرم سرکار و به هشون ماهی ۳ میلیون میدم
امروز رفتیم خونش و شوهرم و پسرم رفتن بیرون تا برن ابزار بخرن برای شیر اب مادر شوهرم چون خراب شده بود ما بهشون خیلی لطف میکنیم و هر کاریشون بشه از ۶ تا بچه ای که مادر شوهرم داره ما همیشه اولین نفر توی کمکیم
من اون تنها توی خونه بودیم و مادر شوهرم هی تیکه مینداخت و میگفت پسرت هی میاد روسری من رو میکشه، مادر شوهرم هر دتفاقی توی خونشون میافتاد سر بچه منه و بچم بهم میگفت که مامان بزرگ من رو میزنه چون من موقعیت خوبی نداشتم و نمیتونست با مادرشوهر بحث کنم
من اون وقتی توی خونه تنها بودیم هی پسر من رو خورد میکرد من داشتم میرفت توی اشپز خونه و پام خورد به چاییش و بعد در حد دو سه قطره یخت روش بعد به من فحش داد و پن هم چون هصبانی بودم جوابش رو دادم، بعد شوهر اومد بالا و دید که من دادرم سر مادر شوهرم داد میکشم و نمیدونست اون فحش زیر و بالای من رو داد و یه دفه ای شوهرم شونه من رو کشید و من رو خوابوند روی زمین بعد زد توی گوشم من گریه کنان با پسر اومد از خونه بیرون و اسنپ گرفتم اومدم خونه دوستم
چی کار کنم😭😭😭