ی خاطره بامزه بگم
البته شایدم بی مزه!
من تو مجردیم خانوادم چون حساس بودن ناخنمو اجازه نداشتم بلند کنم،وضع مالی خانوادمم خوبه اینومیگم که فک نکنید فاصله طبقاتی داریم باهمسرم!
بعد مادرم همیشه میگفت هروقت شوهرکردی رفتی سرزندگیت لاک بزن ناخن بلند کن فلان کن بعد ازدواج من یه تایمی ناخن رفتم کاشتم(یه تایمی میگم ینی کلا دو بار اینا رفتم بعدش دیگه از سرم افتاد با کارو اینا جوردرنمیومد فرصتشو نداشتم)
البته من شاغلم هستما همسرم اوایل ازدواج دانشجوبودویه کار موقت داشت..ینی وضع من بهتربود تااون،خوردوخوراک خونه رو بیشتر من تهیه میکردم تاهمسرم!! بعدمادرشوهرم برگشت یه بارگفت توخونه پدر هرچی ندیده رو اومده خونه پسر من داره میبینه!پولای پسرمو فلان میکنه میره ناخن میکاره ازین خرفا پشتم زیادبود😂😂
حالا اوج کارمن فقط ناخنه بوداا
ولی خب کلا میگم بعضی مادرشوهرا عروس هرکاری کوچیکیم کنه خارمیشه میره توچشمشون
زباد جدی نگیرید..🙂