ازدواج دوممه.لیسانس دارم نه میزاره درس بخونم ن شاغل شم.حتی گریه های منو برای این دومورد دیده .حتی دعوا هم شده.میگه بشین زندگی تو بکن اگه میخواستی درس بخونی شاغل شی خونه بابات میشدی.نگاه بالا ب پایین داره.ب شدت سخت گیره تو همه چی.حتی تنهایی نمیزاره جایی برم .خونه مامانم هم برم زورش میاد .ب نظرتون چیکار کنم از خواسته ام دست بکشم ؟یا نه؟
جس میکنم حق زندگی و آزادی رو ندارم
بخدا حاضرم جدا شم تا اینکه انقد منو کنترل کنه
.فقط راه حل بگین گ جواب بده. هیچ جوره راضی نمیشه آدم عصبی هم هس