سلام دوستان
ببخشید بی خبر گذاشتم درگیر کارای شوهرم بودم
منتظر بودم یکم به ثبات برسم
رفتم کلانتری ، فقط یه سرهنگ اونجا بود
هیچکس نبود یعنی کلانتری اون سری که من
رفته بودم چقد شلوغ بود اون سری که کتکم زد
رفتم ولی روز عیدی تنها کسی که مشکل داشت
من بودم 😔
ولی خب آقای پلیس زنگ زد شوهرم اومد
گفت کجا بودی گفت خونه مادر بزرگم
گفت تو حق نداری حتی یک شب زنت رو تنها بزاری
این دفعه واست گزارش ننوشتم
ولی سری بعد غیبت بزنه مشخص میشه تعادل
روانی نداری و یه نامه میدم زنت
راجب همین موضوع و زنت راحت میتونه ازت جدا بشه
فکر میکنم نامه پزشکی قانونی هم داره
تو اصلا حق نداری روش دست بلند کنی
ازش علت بی خبری رو پرسید
گفت من وقتی خونه بابام بودم
از خونه میرفتم تا به خواسته خودم برسم
و مادرم زنگ میزد میگفت قبوله
زنم میخواد تهران زندگی کنه
پلیس بهش گفت وقتی زنت اونجا
کار داشت الان اومده نشسته خونه
انتظار داری افسرده نشه غر نزنه
زنت رو ببر جایی که بوده و دوست داره باشه
بزار بره سر کار اونوقت میبینی چقدر زندگیتون
خوب میشه اون قرص های ویاگرا هم نخور
برو دکتر واسه درمان چون عوارض روحی روانی داره
و پلیس گفت شوهرت معتاد نیست
برید اومدیم خونه دیدم از مادربزگش
عیدی گرفته و الان چند روزی هست رفتارش خوبه
پدرش هم اومد گوشش رو پیچوند