از روزی که میخواستم عقد کنم همش به شوهر سابقم پیام میداد ولی توی عمرش یکبار هم به من پیام نداده بود
منم ناراحت میشدم
یه مشت هم بدگویی کرده بود
من و شوهرم جدا شدیم
بعدش به داداشم گفتم چرا زنت اینکارو کرد
گفت شوهرت اگه آدم بود ولت نمیکرد خودم به زنم گفتم بهش پیام بده
شاید هم داداشم درست میگه اگه شوهرم آدم بود ولم نمیکرد واسه حرف زنداداشم
ولی خب موضوع اینه من از اینا توقع نداشتم
هرچی هم بشه هرچی هم تقصیر اینا نبوده باشه من توی ذهنم کمی از تقصیر رو میندازم گردن اینا خواه ناخواه
الآنم خونمون هستن نمیتونم اصلا نگاهش کنم یا باهاش صحبت کنم داداشم هم ناراحت میشه بابت اینکه با زنش صمیمی نیستم بهم محل نمیذاره
خدایا چیکار کنم.
نه میتونم باهاشون صمیمی بشم این بازیو تموم کنم
نه میشه با کینه و دشمنی ادامه داد و اونا هی بیان خونه پدرم منم اینجا باشم و این موضوعات پیش بیاد