2777
2789
عنوان

خیلی خستم تو این زندگی داغونم افسردم تو رو خدا بیاید فقط گوش کنید

| مشاهده متن کامل بحث + 285 بازدید | 20 پست
شرایطش اصلا هم سخت نیست ، زمانی ک بقول خودت تنها شدی ب فکر بچه های غزه بیافت زیر موشک و بمب بودن آرز ...

عزیزجان چرا قیمه هارو می‌ریزی تو ماستا

جنگ بدترین و دردناک ترین مساله توی دنیاست. خب این ثابت شدست و همه قبول دارن

ولی اینکه یه مادر تو شهر غریب مدت زیادی تنها مونده و افسردگی گرفته و تفریح و دلخوشی هم نداره نباید مهم باشه؟! قرار نیست که هر چیزی رو با بدترینش مقایسه کنیم

مثل اینکه کسی که انگشتش قطع شده بگیم بیخود ناله نکن به اونایی فکر کن که دستشون از آرنج قطع شده 😑 مثالتون یه همچین چیزی بود

برای حل مشکلات زندگیم یه صلوات میفرستی🥺وقتی درخواست صلوات رو لایک میکنم بدونین براتون صلوات فرستادم✨التماس دعا دارم💚اگه سوال شرعی یا دینی داشتی پاسخگویی شرعی حرم امام رضا رو بگیر۳۲۰۲۰ـ۰۵۱💚 درخواست دوستی نمیپذیرم اگر مورد خاصی بود توی تاپیک هام بگید با هماهنگی درخواست بدید.   و برای همسرم: چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل هفده  سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ...زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ...بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم❤

بیشتر ببینید
شرایطش اصلا هم سخت نیست ، زمانی ک بقول خودت تنها شدی ب فکر بچه های غزه بیافت زیر موشک و بمب بودن آرز ...

یعنی خوشم میاد هر چی میشه یه سرش رو ربط میدین به کودکان غزه

ایران خودمون کم بچه مریض داره 

خدا بهشون کمک کنه ولی مهم بچهای خاک خودمونن

کاربری هفتمم هست😑😑کاربر قدیمی هستم...برای سربه راه شدن همسرم صلوات میفرستین؟ ...خدایا شادی رو نصیب زنان سرزمینم کن...به امید روزی که اشک شوق از چشمام بیاد برای رسیدن به آرزوهام
بیشتر ببینید

بچه یه چیزی تو دلم مونده نگم میترکم😍

جاریمو بعد مدت‌ها دیدم، انقدرررر لاغر شده بود که شوکه شدم! 😳

پرسیدم چی کار کرده تونسته اون لباس خوشگلشو بپوشه تازه دیدم همه چی هم می‌خوره!گفت با اپلیکیشن زیره "رژیم فستینگ "گرفته

عید نزدیکه و منم تصمیم گرفتم رژیم فستینگ بگیرم. سریع دانلود کردم و شروع کردم، تازه الان تخفیف خوب هم دارن! 🎉

شما هم می‌تونید با زدن روی این لینک شروع کنید

یعنی خوشم میاد هر چی میشه یه سرش رو ربط میدین به کودکان غزهایران خودمون کم بچه مریض داره خدا بهشون ک ...

نه جانم اینکه هرکسی در هرحالی باید به فکر مسلمانان جهان باشه توصیه ایه که از امامان و پیامبران بهمون شده و نباید فراموش بشه

اما نمیدونم افسردگی و ناراحتی یه مادر با بچه کوچک اونهم بخاطر شرایط سخت چه ربطی به کودکان غزه داشت!!!

برای حل مشکلات زندگیم یه صلوات میفرستی🥺وقتی درخواست صلوات رو لایک میکنم بدونین براتون صلوات فرستادم✨التماس دعا دارم💚اگه سوال شرعی یا دینی داشتی پاسخگویی شرعی حرم امام رضا رو بگیر۳۲۰۲۰ـ۰۵۱💚 درخواست دوستی نمیپذیرم اگر مورد خاصی بود توی تاپیک هام بگید با هماهنگی درخواست بدید.   و برای همسرم: چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل هفده  سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ...زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ...بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم❤

بیشتر ببینید
ارسال نظر شما


نظر خود را وارد نمایید ...

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792