خانما منم اعتماد بنفسم کمه
چند بارم شیوا بهم گفت
همش خودم رو کم میبینم
مثلا سلیقه ام تو لباس خریدن و وسیله خدایی خوبه
بعد هی پیش خودم میگم نکنه بده نکنه زشت باشه
چند روز پیش برا پسرم لباس خریدم خدایی خوب بودن
ولی مدام این افکار میاد سراغم
بعد دختر خاله ام کلی تعریف کرد ک محی لباسای کیا چقد خوشگل اون پشیمون شده بود چرا زودتر خریده
نزاشته باهم میرفتیم ک مث پسر من برا پسرش بخره
یا چند وقت پیش شال اینا خریدم
همین دختر خاله ام زنک زد گفت از هر رنگی ک برا خودت خریدی برا منم بگیر سلیقه ات رو دوس دارم
این از این مورد
مورد دوم راجب زیبایی ظاهری
من چهره متوسطی دارم ابدن نمیگم خیلی خوشگلم
ولی باز با این وجود هزار تا عیب رو خودم میزارم
البته پیش خودم ها
ن پیش همسرم
میگم نکنه من زشتم و فلان
البته ی سری اتفاق ها افتاد با همسرم این بی اعتماد بنفسیم بیشتر شد اونو باز نمیکنم زیاد
البته ی بارش اون جریان زهرای بود 😁😁😁😁
ی جریان های دیگع ام وجود داره
و ی شخصی هست مدام خودم رو با اون مقایسه میکنم
میدونم کارم اشتباه ولی دست خودم نیست
من چشم و آبروی دارم اکثرا تعریف میکنن ازش
فرم صورتم بیبی فیس
ولی مدام از خودم ناراضیم
حتی در مورد کار خونه میبینی خودم رو هلاک کردم
میگم عه این ک خوب نیست بیشتر بابد تمیز میشد☹️
در مورد آشپزی تعریف از خود نباشه هرکسی اومده خونمون واقعا از دسپختم تعریف میکنه
برادر شوهرم همیشه میگه زرشک پلو رو دست تو نیومده
ولی باز احساس نارضايتي میکنم
بخام ی چیزی بخرم شونصد بار فک میکنم باز میام خونه پشیمونم 😑😑😑😑😑
بنظرتون من چیکار کنم
همه گی نظر بدید
از ماری بنده خدا بکشید بیرون منو فلک کنید 🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣