بابام همش بد مامانم رو میگفت برام و هر وقت یادش میومد یه جورایی همدیگه رو فحش میدادن و البته اینم بگم که مقصر جدا شدنشون مامانم بود
همه این سال ها مادرم پیش مادربزرگم زندگی کرده و از اونا مراقبت کرده و فقط یه عکس از من داشته و با اون زندگی کرده
بعد یه مدت بالاخره سر یه دعوایی من زنگ زدم مامانم و صحبت چندان خوبی نبود و