اره تو مدرسه باهم آشنا شدیم خیلی بهش اعتماد داشتم
شاید
ما ی بار بیرون بودیم بعد زنگ زدیم بهشو …فقط میخاستم بدونم اگر تو رابطه س یا نه
اگر تو رابطه س که واقعا اصلا بهش فکر نکنم
اگرم نیست که اره
بعد اصلا نمیگفت
به دوستم گفتم بقولا باهاش لاس بزن و فلان
بعد دو سه بار پیام دادن دیگه ولش کردیم
اونم بقولا نه لاس میزن نه هیچی فقط حرفشو میزد
چیزی ندیدیم ازش
دوباره من ی روز خونه مادربزرگم بودم اون پیشم بود گفتم محیا پیام بده ببینم چی میگه و واکنش چیه گفت باشه
پیام داد سلام خوبی و …بعد صبحش بهم پیام داد
دوستم گفت تو دهن مارو سرویس کردی بهش بگو…
گفتم نه نه
بعد من اصلا خبر نداشتم
شبش دیدم اخماش تو همه هیچییی نمیگه سرش تو گوشیه
احساس کردن اتفاقی افتاده ی حسی بهم میگفت
صبح بعدش من تو اتاق بودم اومد داخل در کمدو باز کرد هیچی بعد رو کرد بهم گفت که اگر حرفی هست بیا به خودم بزن دوستاتو نفرست پیوی
من نمیدونستم که اون گفته
بعد ۳ ماه سر کلاس بهم گفت
بعد گفتم اون چی گفته تو چی گفتی
گفت پیام دادم گفتم دختر خالت مثل سگ عاشقته😕🤣
اونم گفته کدومشون؟بعد دوستمم گفته نمیگم دیگه گفته خب بگو شاید منم ی حسی بهش داشته باشم دوستمم گفتم نه نمیگم ، پسرخالم گفته اگر اونی که فکر میکنم باشه خیلی از من بزرگتره و جای پدرشم ..😬
صبح روز بعدش هم که همونی گفت اگر حرفی هست بیا خودم بزنو
من شکه شدم گفتم چیییی میگی؟
بلندشدم دستشو گرفتم😐😐بعد گفت بعدا حرف میزنیم ولی حرف نزدیم
شب پیام دادم تا میتونستم ریدم بهش
گفتم نه من اهل اینچیزام نه حوصله این چیزارو دارم زیاد هم فاز برت نداره…اینجور چیزا
سین نزد ولی آنلاین بود
پیاممو پاک کردم ولی میدونستم دیده
بعد از اون باهم بهتر هم شدیم اصلا به روی من نیاورد
از دوستام خیلی فرستادم پیویش
یکیشون که خیلی سر زبون داره از زیر زبونش کشیده بود پسزخالم گفته بود که نه شرایطشو ندارم
بعد اخرین نفری هم که رفته بود پیویش گفته بود چطور؟چرا همش با پیج فیک میایی پیویم
میدونست که منم🤣😁