من باردارم بعدش دیشب سر ی چیزی من خیلی ترسیدم شوهرم پیاده شد برام رانی و آبمیوه خرید گف بخور فشارت نیفته ترسیدی . خواهر شوهرم اینام ماشین بغلی ما بوده .خواهرشوهرمم حامله هست . یهو خواهر شوهرم به شوهرم گف : من حامله ام . رانی و گرفتی دستت میبری تو ماشین و به خواهرتم یه تعارف نمیزنی !!! شوهرم گف خب فشار زنم افتاده بود براش رانی خریدم .
بعد شوهرم میوه پوست کند تو مهمونی .به من گف میخوری ؟ اومد تعارف کرد به من یهو خواهرش گف : به زنت تعارف می کنی به من نه .
خدا همیشه بهترینهاشو به کسایی میده که در انتخابهاشون به خدا اعتماد و توکل دارن🎀 **همه چیز از فکر آغاز میشود ،فکر ما تبدیل به احساس میشود و احساس در ما باعث بروز یک رفتار میشود.و این رفتار ما پس از مدتها عادت و سپس تبدیل به شخصیت ما میشود☝🏻**
ب نظرم میوه پوست گرفتن توجمع برا همدیگه از مد افتاده و خیلی کار لوسیه ! باعث میشه بقیه حساس بشن
خدا همیشه بهترینهاشو به کسایی میده که در انتخابهاشون به خدا اعتماد و توکل دارن🎀 **همه چیز از فکر آغاز میشود ،فکر ما تبدیل به احساس میشود و احساس در ما باعث بروز یک رفتار میشود.و این رفتار ما پس از مدتها عادت و سپس تبدیل به شخصیت ما میشود☝🏻**
اتفاقا شوهرش خیلی بهش توجه می کنه ولی تا شوهر من به من توجه می کنه اون اینجوری میگه .دوس داره همه تو ...
نه دیگه شوهرت باید از هر کدوم دوتا میخرید چون اونم باردار بود ببین من داداش ندارم ولی پسرم و دخترم خیلی همدیگر دوس دارن هر چیز خوب رو به هم آرزو میکنن شما هم کوتاه بیا بهتر شوهرت هوایی دوتا تونو داشته باشه مخصوصا وقتی کنار همید