حالا که حرفش شد بذار یکچیزی واست تعریف کنم
حدودا پارسال بود که با یک خانم تو گروه چله نماز شب آشنا شدم ...
کلا قضاوتی ندارم اما با توجه به حرفاش فهمیدم آدم با ایمان و مومنی هست
به من گفت من با یک پسر سید چند ساله هم صحبت هستم و اون آقا یک روز بهم گفت سرطان رحم دارم
درصورتی که من هیچ بیماری ندارم ....
به من یک دعا داد و وقتی رفتم دکتر بهم گفت سرطان داری ...
من احساس میکنم اون آقا باعثش شد
حتی این خانم که خیلی آقا رو قبول داشت درمورد منم باهاش صحبت کرد
منم ساده همه چیز رو تعریف کردم و اون آقا گفت فلان جن دنبالمه و یک برگه رو برام بفرست
همش عربی بود ... بهم یک دستوری گفت انجام بدم
من در لحظه آخر پشیمون شدم که به قول دوستام خدا دوستم داشت
با خودم گفتم اگر این آقا واقعا سیده و کارش درسته پس چرا این خانم اینقدر گره و مشکلش زیاده
تازه من تاحالا اتفاق غیر طبیعی تو زندگیم تا حالا نیفتاده نمیدونم چرا همچین تشخیصی داد