2777
2789
عنوان

شوهرم میگه نمیخوامت ولی خودت برو طلاق بگیر

| مشاهده متن کامل بحث + 1923 بازدید | 93 پست

اول اينكه خيلى گوه زیادی خورده مگه کور بود  نمیدونست زنه بیوه گرفته این اولا .

دو.حتما از سرشم زیادی هستی .

سه خیلی مهمه . عزت نفست رو ببر بالا بهت توصیه میکنم توو کلاسای انلاین اقای حسین عباس منش شرکت کنی  تا بتونی عزت نفست روببری بالا بعد میبنی که همسرت چقدر عاشقت میشه مشکل شما عزت نفس پایینه عزیزم

همه ی ادما خوبن مگه اینکه یقیین کنم از روی عمد به من بدی کردن ولی میدونم هیچکس به من از روی عمد بدی نمیکنه😍

بچه یه چیزی تو دلم مونده نگم میترکم😍

جاریمو بعد مدت‌ها دیدم، انقدرررر لاغر شده بود که شوکه شدم! 😳

پرسیدم چی کار کرده تونسته اون لباس خوشگلشو بپوشه تازه دیدم همه چی هم می‌خوره!گفت با اپلیکیشن زیره "رژیم فستینگ "گرفته

عید نزدیکه و منم تصمیم گرفتم رژیم فستینگ بگیرم. سریع دانلود کردم و شروع کردم، تازه الان تخفیف خوب هم دارن! 🎉

شما هم می‌تونید با زدن روی این لینک شروع کنید

فکر میکنم اگ خودت درخواست بدی مهریه بهت تعلق نمیگیره

ربطی به مهریه نداره خودش درخواست طلاق  بده اگه دلیلش قانع کننده نباشه نمیتونه طلاق بگیره 

شوهره میخواد این جوری مجبورش. کنه بدون مهریه طلاق بگیره

نگران فردایت نباش..  خدای دیروز وامروز خدای فرداهم هست. اگر تو اولین بار بندگی میکنی او قرن هاست خدایی میکند. 🌷 
فکر میکنم اگ خودت درخواست بدی مهریه بهت تعلق نمیگیره

مهریه در هر صورت تعلق میگیره.چون میترسی اینجوری باهات رفتار میکنه.بگو بهش برو خودت درخواست طلاق بده حق و حقوقمو بده و حضانت بچم هم بده و خداحافظ

فقط مشاوراونم نه هرکسی آدم خبره

بخدا مشاورم رفتیم از زندگیم که برای دکتر میگفتم دکتر با من گریه میکرد بعد شوهرم میخندید دکتر تعجب میکرد میگفت تو حال زنت نمیفهمی!؟!یه مدت خوب شد بعد مشاوره ها الان باز خل شده 

اره مجرد بود من اولشم من جواب رد دادم خودش پیگیر بود مهرم مهم نیست برام کلا ۱۴ عدد

منم شوهرم مجرد بود اما من مطلقه 

بعد ۴ سال زندگی مشترک تابحال هنوز اصلا از گذشته من حرفی بالا نیاورده و خیلی خوش برخورد و خوبه 

چ ربطی داره اخه شوهرت آدم بی عقل و بچه ای هست.کسی ک هدفش زندگی باشه دنبال این حرفا نمیره

مقصر خودتون هستین ک اجازه میدین بهتون بی احترامی بشه..طرف میره درخواست طلاقم میده ادامه میدین و بجه ...

حرفاشو بی جواب نمیذارم اون موقع ام خواستم جدا شم خانوادم حامی نشدن دروغ چرا ترسیدم از اینکه دوباره اون همه راه طلاق تنهایی برم ، طلاق به اسم راحته ولی از لحاظ روحی خیییییلی داغون میکنه ادمو

ی بار قهر من و شوهرم خیلی طولانی شد نزدیک دوماه ، اصلا حاضر ب اشتی نبودم تو خونه ی خودم بودم و همه ی کارارو هم میکردم ولی حرف نمیزدم باهاش ، اونم مغرور معذرت خواهی مستقیم نمیکرد ولی هی میخواست حرف بزنه و من محل نمیدادم اخر یهو برگشت گفت شرایطت برای طلاق چیه ؟ فکر میکرد میفتم ب دست و پاش ، خیلی جدی و ریلکس گفتم هیچی خیلیم عالی . گفت یعنی چی ؟ گفتم لطف کن برو اقدام کن بدون هیچ چون و چرایی قبول می کنم انگار شوک شد دیگه چیزی نگفت فردا صبحشم بهش پیام دادم ادرس دفتر قضایی فرستادم گفتم زودتر برو ک ب تعطیلات نخوریم . جواب نداد . از سرکار ک اومد افتاده بود ب موس موس . همون شد دیگه حرف طلاق رو نزد 

ارسال نظر شما


نظر خود را وارد نمایید ...

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792