تمام آرزوی من از زندگی این بود
که یه آپارتمان کوچیک داشته باشم
با زنی که دوسش دارم زندگی کنم
صبح از خواب بیدار شم
با زنم صبحانه بخورم
صورت زنم رو ببوسم و باهاش خداحافظی کنم و برم سرکار
بعد از ظهر که کارم تموم شد دوباره برگردم خونه پیش زنم
دوش بگیرم
با زنم عصرونه و شام بخورم کنارش بشینم کتاب بخونم
و شب هم بگیرم بخوابم
این زندگی ای بود که من میخواستم
یه زندگی خيلي معمولی و ساده
اما دنیا همینم از من دریغ کرد😔😔