2777
2789
کاملا میفهمم چی میگی ،خودم تجربه کردم ،چرا لج کرده؟

عقد داداشم یکماه پیش بود

نیومد

گفت بابات هست من نمیا

مامانم سه بار باهاش صحبت کرد

شوهر خاله م باهاش صحبت کرده بود بازم نیومد

بعد محضر مامانم منو رسوند خونه پدر شوهرم دخترم خواب بود بخاطر بارداریم بغلش نمیکنم پنج سالشه بزرگه وقتی اومد مامانم سرسنگین جوابشو داد اینم افتاد سر لج

تا این هفته ما هر هفته پنجشنبه عصر تا جمعه میریم خونه پدرش شب میمونیم منم کمرم درده روز قبلش بحثمون شده بود بهش گفتم من سه ساله خونه پدرت شبا میام میمونم توهم درکم کن وقتی من اینقدر بهت احترام میزارم گیر نده ب خانواده گفت خوب نیا منم  پنجشنبه شد گفتم شب نمیمونیم کمرم درده  آماده شدم لباس برای شب برنداشتم گفت بردارین من نمیتونم برم دوبار شب برگردم

گفتم من نمیمونم اذیت میشم

بحثمون شدت گرفت گفت آرزوی دیدن پدر و مادرت ب دلت میزارم گفتم کسی نیستی ک بتونی 

گفت زنگ بزن مامان بابات ک برات عزیزن بیان دنبالت من حلوش زنگ زدم بیاین دنبالم

 تا اونم رفته زنگ زده خانواده. شک خانمم سر این موضوع زنگ زده ب خانواده ش مامانش هم زنگ زده ب مامانم ک نرید دنبالش خودم میزم مامانم بهم گفت گفتم بیاید

بعد بامامانم اینا رفتم خونه باباش اونم اومد صحبت کردیم منم ب احترام خانواده ش برگشتم ک مامانش گفت هروقت خواستی ب پدر شوهرت بگو اون میبرت کاری ب شوهرت نداشته باش دیدم مامانش خیلی ناراحته پشتمه و اینا موندم



حالااااااا بهونه حدیدش اینه ک تو چرا زنگ زدی مامانت، اومده دنبالت،نباید میومد باید میگفت بشین سر زندگیت

منم گفت بی صاحب نیستم ک زنگ بزنم بگم بیاید دنبالم اونا بگن برامون مهم نیستی

مامانمم نبردتم جایی منو برده خونه بابات

میگه مامانم بهش گفته بوده 

حالا لج کرده

دارم روانی میشم بخدااا

دعا کنی. تقاص کاراشو پس بده

اینقد چیزا سرم آورده اینقدر از دستش کشیدم ک بعضی وقتا میگم خدایا فلجش کن ک محتاحم بشه لالش کن نتونه حرف بزنه اونوقت من تاوان همشو ازش بگیرم شاید دلم خنک بشه

همینطور ک منو کرده بازیچه دستش 

همینطور عذاب بکشه

فقط 19 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
خانوادت بهش احترام میزارن؟

اینقد بهش احترام میزارن ک دم درآورده

انتظار داشت برای داداشم میخایم زن بگیریم ازش اجازه بگیریم

اون بپسنده

بین داداشم و نامزدش مشکل پیش اومد میگفت این بدرد نمیخوره بعد میدید باهم خوب شدن میگفت حرف منو گوش ندادید

انتظار داشت چون گفته بدرد نمیخوره ما داداشمو ببندیم و جداشون کنیم

فقط 19 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

مامان ها✋✋ طاها من مشکل توجه تمرکز و تاخیر کلام داشت.

دو سال برای گفتار درمانی حضوری می‌رفتیم که بی نتیجه بود.😔

تا با خانه رشد که صد تا درمانگر تخصصی گفتار و کار و روانشناس آنلاین هستن آشنا شدم، برای هر مشکلی هم آقای خلیلی بهترین درمانگر رو بهم معرفی کرد. 

این مدت خدا رو شکر پسرم خیلی پیشرفت کرده.🤩🤩

اگه نگران رشد و تربیت فرزندتون هستین خانه رشد عالیه. شما هم می‌تونید با زدن روی این لینک شروع کنید.

هزینه هم نکردم،پارچه زیرش شال خودمه

آینه هم سینی آینه ای جهازمه

سبزه ی مقدار دانه چیا ریختم ۴ روزه سبز شد

ظرفامم با گچ و قالبش ک ته قوطی ماست بود،، پایه هاشم نی نوشابه ک پارسال درستش کرده بودم مونده بود 


💙عاشق خودمم💋... از من فقط یدونه تو دنیا هست
عقد داداشم یکماه پیش بودنیومدگفت بابات هست من نمیامامانم سه بار باهاش صحبت کردشوهر خاله م باهاش صحبت ...

الهی بمیرم،حرص نخور خوشگلم بچت اذیت میشه،شوهر منم دقیقا ده سال اول ازدواج اینجوری بود،الان دیگه همه تو خانواده ما میدونند که مودی و آنورماله،دم پرش نمی‌چرخند که گیر نده بهشون،الان دیگه با خانواده من سالی یکبار روبرو میشه،من چون واقعا دیگه اعصاب کاراش رو نداشتم رابطه رو به حداقل رسوندم ،خدا کمکت کنه،بشین با آرامش ازش بخواه که آنقدر عذابت نده

الهی بمیرم،حرص نخور خوشگلم بچت اذیت میشه،شوهر منم دقیقا ده سال اول ازدواج اینجوری بود،الان دیگه همه ...

چی بگم بخدا

تا قبل بارداریم قرص ضد استرس میخوردم الان ک باردارم نمیتونم

دیشب اینقد عصبی بودم یهو میدیدم دارم اشک میریزم دخترم میپرسه گریه میکنی میگفتم نه مامان چیزی رفته تو چشمم

از دیشب احساس میکنم میخوام پریود بشم فشار زیر شکممه

پنج ماهمه

اگر ماههای اول بودم بی شک سقط میشد

از امشب مجبورم شیاف پروژسترون استفاده کنم

عصبی میشم کل روز تو تهوع و استفراغم

نمیدونم

از شکستن بیشتر حرمتها میترسم

حالم بد میشه

فقط خدا میتونه معجزه کنه برام فقط خدا دعا کنید برام

فقط 19 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
چی بگم بخداتا قبل بارداریم قرص ضد استرس میخوردم الان ک باردارم نمیتونمدیشب اینقد عصبی بودم یهو میدید ...

انشالله که مشکلت حل بشه عزیز دلم،نمیتونی به پدرت بگی که با شوهرت آشتی کنه؟ شاید نرم شد اینجوری

انشالله که مشکلت حل بشه عزیز دلم،نمیتونی به پدرت بگی که با شوهرت آشتی کنه؟ شاید نرم شد اینجوری

بحث طوری نبوده ک بایام پا پیش بزاره ،و تو دلی نداره بگم انجام میده 

واقعا شوهرم اینقد مغروره اگر بابام این کارو کنه فکر میکنه خداس باید ب پاش بیوفته 

با نیشخند برام تعریف میکنه ک بابات زنگ زد من برنداشتم

یا پیام داده بهم اینارو گفته و کو،نش عروسی میشه ک بابام بهش رو انداخته پس زده

خیلی اخلاقای عجیبی داره

من خط قرمزم مامانمه

خودش مامانمو دوست داشت نمیدونم چیکار کنم 

فکر مغزم سوت میکشه

بخدا من سکته میکنم

کارم ب شوک و تیم عصبی تو خواب رشیده بود .فلج خواب میشدم.تپش قلب و کیست های تیروییدی گرفتم کارم ب قرص کشید دستش

اخلاقش از زمانی بهتر شد ک پارسال بهش گفتم میخوام خودکشی کنم بهش تلنگر خورد

خیلی وحشتناکتر بود

فقط دعا کنید برام

فقط 19 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
شوهرت خودشیفته است فکر کنم ،زندگی با آدم خودشیفته عیییین عذابه


مینویسم سَمیه سُمیه میخونن😆

تاکسیک میگم

واقعا عین سمه

رفتارش زنونه ش با دست پس میزنه با پا پیش میکشه نه ساله باهاش راه اومدم تو ۲۴سالگیم بغلای موهام سفید شده 

جنوبی هستیم سمت ما دختر زود شوهر میدن تمام درد و بالاها تا این سن اتفاق افتاده منه بیست و چهارساله اندازه سه شصت ساله زجر کشیدم داغون شدم دیگه

فقط 19 هفته و 4 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
ارسال نظر شما


نظر خود را وارد نمایید ...

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز