اره ناراحتم
ولي چه ميشه كرد ادم نيست
انگار اسمون باز شده اين اقا خانوادش افتادن
خودش ديدن دختر دايي مادرش كه يه شهرستان ديگس مادره مجبور ميكنه خانمو بزاريم جلو ماشينو ببريم
ولي يكبار نميگه زنتو لاقل خونه پدر مادرش ببر عيد
خدا بحق اين روزا سر دخترش بياره كه چي بگم جرعت داره دامادش خونه فاميلا نبره دخترشو حلقاويزش ميكنه
هر سال عيد خونه مادرشه دخترش اونوقت دختر مردمو نميبينه