من سال ۴۰۰ ازدواج کردم تموم خرجی ک شوهرم برامن کرد و شیربها و همه چیز حتی میکاپ عروسی کلاااا شد ۷۰تومن ب قیمت سال ۹۹
الان هروقت ما دعوامون میشه میگه کاش اون پولارو خرج شغل میکردم و میگه تو واسه چیم بودی کثافت فلان فلان شده
از اینا بگذریم ما وام ازدواجمون رو بعد از عروسی گرفتیم ک شد ۲۷۰میلیون و ۱۵۰تومنش برای من بود و مادرم ضامن پیداکرد
خانواده خودش حتی براش ضامن پیدانکردن بخداقسم
من اون وامو ب خانوادم ندادم ک واسم جهاز بگیرن الان طعنه جهازو هم بهم زد دادمش ب این بی عرضه هیچچچچ گوهی هم نخورد نشست خوردش تمومش کرد الان لنگ اجاره خونشه
همه رو از چشم من میبینه در صورتی ک خودش معتاده تاپیک قبلم شرح معتادیشو گفتم ک بیکاره و خواب و پررررو و زبون دراز و روانی
جالب اینجاس میگه بچه نمیاری نقشه ای موندی مستقل شی طلاق بگیری تو بامن بازی کردی و اونه ک طلبکااااره
دعوا ک میشه انواع فحش و بی حرمتی مث کلمه حرومزاده رو بهم میگه و امثالهم
واقعا دیگ دارم تموم میشم از یه دختر شاد تحصیلکرده تبدیل شدم ب کسی ک حتی پول ۱۳بدرم نداره بره باقی عید ک بماند حبس تو خونه گذشت و با افسردگی مطلق
بچه نیاوردم ریسک بود
بگید من چکاااارکنم دستام داره میلرزه