ابجی بخدا سخته وقتی واسه خودت نباشه راحته حرفش راحته من فرو ریختم نمیتونم خودمو جمع کنم
درک میکنم من خودم شرایط خیلی بدی داشتم نفسم از جای گرم بلند نمیشه منم قبلا تو بچگی جدا شدم باز ازدواج کردم و خیلی مشکلات دیدم روزها بود که زار میزدم و بخدا التماس میکردم بغلم کنه از شدت تنهایی پس بدون منم داشتم و تجربمو دارم میگم قبول دارم سخته خیلی سخت
یکسال پیش هیچ امیدی نداشتم، همه روش ها رو امتحان کردم تا اینکه بعد از کلی درد کشیدن از طریق ویزیت آنلاین و *کاملاً رایگان* با تیم دکتر گلشنی آشنا شدم. خودم قوزپشتی و کمردرد داشتم و دختر بزرگم پای پرانتزی و کف پای صاف داشت که همه شون کاملاً آنلاین با کمک متخصص برطرف شد.
اگر خودتون یا اطرافیانتون دردهایی در زانو، گردن یا کمر دارید یاحتی ناهنجاری هایی مثل گودی کمر و پای ضربدری دارید قبل از هر کاری با زدن روی این لینک یه نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص دریافت کنید .
خودتو رشد بده نمیدونم چند سالته گاهی آدم به بن بست میرسه واسه اینکه تو سبک زندگیش تغییر ایجاد کنه .ب ...
نمیتونی جای کسی باشی سخته خیلی تنهایی خانوادگی هم بی کس و کاریم ن خونهکسی میریم نکسی میاد همه سمی و روانی و دیوان خانواده ک اسمش خانواده هم دور خودشون می چرخن هیچکس ندارم تنهای تنهام
نمیتونی جای کسی باشی سخته خیلی تنهایی خانوادگی هم بی کس و کاریم ن خونهکسی میریم نکسی میاد همه سمی ...
درسته حق داری هیچکس کامل جای نفر دیگه نیس ولی منم تقریبا شرایطی مثل شماداشتم ودارم هر کس به نحوی خواستم تجربمو بهت بگم امیدوارم خیلی زود شرایطت بهتر بشه🌱
خدانکنه عزیزم نه ناراحت نشدم قصدم کمک کردنه.ولی شرایط سختی داری میفهمم فقط صبر کن بذار بگذره اوضاع بهتر میشه اگه تموم راه هارو رفتی و مطمینی به تصمیمت فقط خودتو سرگرم کن تا زمان رد بشه خوبه پدر ومادر خوبی داری عزیزم خداروشکر کن
من خیلی مفصله داستان زندگیم تو خونوادم هیچکس درکم نمیکرد به زور عقدم کردن درحالی که من متنفر بودم به زور خودکشی دبیرستان تموم کردم حتی اجازه درس خوندن نداشتم جدا شدم و یجورای طرد شدم بعد زود برای فرار ازدواج کردم که بدتر شد ........و تازه مشکلاتم شروع شد خیلی زیادن و راستش حالم بد میشه از یاداوریش ولی من با کار تو خونه وجنگ و دعوا لیسانس گرفتم تاپیک های دختر گرانبها و بانو آرتیمیس خوندم بعد رفتم سمت حفظ قران بعد پادکست های همسرداری گوش کردم و دوره هایی شرکت کردم بعدم از مشکلات مالی دوره ای اسکاچ بافتم و دستم داغون شد بعد با هزاران سختی یه ازمون استخدامی قبپل شدم و البته سختی هام هنوزم ادامه داره فقط با خستگی و درجازدن و گریه کردن باز خودمو مجبور میکنم بلندشم خیلی خلاصه گفتم