وضع پدرم اوایل ازدواجش با مادرم خوب بوده
خیلی خوب
بعدا همه چیو از دست داد
حتی روزی بود که فرش نداشتیم روی پتو زندگی کردیم
اما از دوباره سر پا شدیم
من وقتی ازدواج کردم شوهرم ۰ بود ۰ مطلق
هیچی نداشت
من میدونستم مرد کاری هست
اما نمیدونستم انقدر که زیر و رو بشه زندگیمون
الان ۱۲ ساله متاهل ام
سه چهار سال هست که داریم خوب زندگی میکنیم و من دغدغه مالی ندارم
درسته شوهرم خسیس تشریف داره
اما زندگیمون خوبه
خیلی اتفاقی اشنا شدم با شوهرم
توی درمانگاه بهم پیشنهاد داد
خواهم مریض بود اونجا بودیم