2777
2789

حال نداشتم توضی بدم اما گفتم شاید توضیش مفید باشه براتون هولم نکنید دستم کنده الان مینویسم...یه تجربع کوچیک دارم وواقعا اون تایم سوختم  خدا کمک کنه به زنایی که مورد خیانت واقع میشن امامن ضعیف بازی درنیاوردم مث یه ماده شیر  از زندگیم حفاظت کردم ویارو رو نشوندم سرجا

ایستاده ام درمیان زندگی...خسته...صبور...امیدوار؛امیدوار؛امیدوار....

یکسال پیش هیچ امیدی نداشتم، همه روش ها رو امتحان کردم تا اینکه بعد از کلی درد کشیدن از طریق ویزیت آنلاین و *کاملاً رایگان* با تیم دکتر گلشنی آشنا شدم. خودم قوزپشتی و کمردرد داشتم و دختر بزرگم پای پرانتزی و کف پای صاف داشت که همه شون کاملاً آنلاین با کمک متخصص برطرف شد.

اگر خودتون یا اطرافیانتون دردهایی در زانو، گردن یا کمر دارید یاحتی ناهنجاری هایی مثل گودی کمر و  پای ضربدری دارید قبل از هر کاری با زدن روی این لینک یه نوبت ویزیت 100% رایگان و آنلاین از متخصص دریافت کنید .

کیو نشوندی سرجاش وقتی شوهرت هوله چندبار میخوای جلوشو بگیری چندبار دعوا و درگیری کنی ولش کن مرد خیانتکار یا باید ازش جدا نشی شرایط جدایی نباشه یکی مثل من دیگه هیچی برام مهم نیست

من شوهرم  بینهایت چشمو دل پاکه  اینو در هزاران هزار مورد امتحانش کردم مهمونی پر زن لخت باشه چشش هرز نمیره 

دید انسانی و مهربانانه داره به همه ...وخصوصیات مثبت فراوان اما بارزترینش همین چش پاکیش  هست  ختا از منم چش پاک تره من خیلی مردمو نگا میکنم گاهی روحیم عوض شه اون خوشش نمیاد

ایستاده ام درمیان زندگی...خسته...صبور...امیدوار؛امیدوار؛امیدوار....

کیو نشوندی سرجاش وقتی شوهرت هوله چندبار میخوای جلوشو بگیری چندبار دعوا و درگیری کنی ولش کن مرد خیانت ...

صبرداشته باش خواهرم

ایستاده ام درمیان زندگی...خسته...صبور...امیدوار؛امیدوار؛امیدوار....

تااینکه عروس یکی ازاقوام  که مدتها قژع رابطه  بودیم  خانواددگی مجدد روابط وصل شد واین عروسه برا بار اول همسرم و منو میدید 

ایستاده ام درمیان زندگی...خسته...صبور...امیدوار؛امیدوار؛امیدوار....

کیو نشوندی سرجاش وقتی شوهرت هوله چندبار میخوای جلوشو بگیری چندبار دعوا و درگیری کنی ولش کن مرد خیانت ...

شاید شوهرش کاری نکرده فقط اون خانومه کرم ریخته خب

دنیا همه هیچ و اهل دنیا همه هیچ ای هیچ برای هیچ بر هیچ مپیچ ....

اوایل بنظرم بهترین دختر و مودب ترین اومد   کم کم  فهمیدم  رو شوهرم  یه نظراتی داره   جلوش  حرفایی میزد باب میل شوهرم  و مدام سعی میکرد باهاش هم کلام شه یاکه مثلا واضک میدیدم چه خوشال میشع وقتی شوهرم میاد

ایستاده ام درمیان زندگی...خسته...صبور...امیدوار؛امیدوار؛امیدوار....

اون تایم خیلی بدبود مدام  تو خودم میریختم شب کابوس مبدیدم دوتایی باشوهرمن  صب  باشوهرم  سرسنگین میشدم  یبار بهش گفتم حتا اگه بفهمم تو دلت  بکسی اهمیت دادی میمیرم شوهرم گیج شده بود اصلا تو باغ نبود احترام اون زنه رو داشت مث همه  اما من  بدم میومد مستقیم به شوهرم نمیخاستم بگم  اون عروسه خیلی کاراش بیشتر شده بود 

ایستاده ام درمیان زندگی...خسته...صبور...امیدوار؛امیدوار؛امیدوار....

ارسال نظر شما


نظر خود را وارد نمایید ...

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز