من دیگه نمی تونم مامانم چرا اینطور میکنه دیروز رفتیم خونه فامیل برگشته میگه من دخترم گذاشتم کلاس زبان عرضه نداشت یاد بگیره الان برگشته به مهمون ها میگه پسته هارو خورده سر بسته هاش رو برا شما نگه داشته میگفت چرا داری با یه دست ظرف ها رو اب میکشی بابا منم ادمم اعصاب دارم بسه
من چی بگم که مادرم با معشوقه ش منو مسخره میکردن و میخندیدن
مادرم قبل طلاق از بابام با یه مرد زن دار به بابام خیانت میکرد یارو شغلش بنگاهی بود بعد طلاق به بهونه ی قولنامه صوری مادرم دعوتش کرد خونمون و دوتایی کلی منو مسخره کردن تف به روی مادرم