سلام رفته بودم خونه جاریم ی لحژه کار داشتم خواهرش اونجا بود بهم گفت چرا بچه نمیاری از این حرفا با یه لحنی هی دست ب شکمم میزد میگفت پ خودت شوهرت دارین چیکار میکنید من یکساله ازدواج کردم خیلی اومدم خونه گریه کردم آنقدر با شوهرم دعوا کردم شوهرم رفت ب مادرش گفت ب جاریم بگه چرا خواهرش این حرفا رو زده بعد جاریم همونجا بوده
شوهرم همیچی گفت ک از دیشب فقط داره زنم گریه میکنه بخاطر حرفای خواهرت
میدونم منو جاریم رو درو میشیم اگ حرفشو زد چی بگم بهش راستش منو جاریم درحد سلام علیک هستیم همین رابطمون