۲۴ سالمه
وقتی ۲۰سالم بود پسر عموی بابام اومد خاستگاریم
ن من اونو دیده بودم تو عمرم ن اون منو...
از خود تعریف نباشه قدم بلنده و چهره خوبی هم دارم ...خداروشکر میکنم ب خاطر نعمت زیباییم
خلاصه با پسره حرف زدیم و اینا من خیلی ازش خوشم اومد هااااا
خیلی زیاد....در همون نگاه اول عاشقش شدم راستش اسمش امیر بود
ولی نمیدونم اون چرا دیگه رفت
اصن خبری ازش نشد دیگه بعد پدرش ب دروغ ب بابام گفته بود دخترت ب پسرم گفته میخام با یکی دیگه ازدواج کنم
ناگفته نماند این آقا قبلا واسه پسر بزرگترش هم اومده بود خاستگاری ولی رد کردم