2777
2789
عنوان

چجوری باهاشون رفتار کنم

| مشاهده متن کامل بحث + 307 بازدید | 34 پست

بچه یه چیزی تو دلم مونده نگم میترکم😍

جاریمو بعد مدت‌ها دیدم، انقدرررر لاغر شده بود که شوکه شدم! 😳

پرسیدم چی کار کرده تونسته اون لباس خوشگلشو بپوشه تازه دیدم همه چی هم می‌خوره!گفت با اپلیکیشن زیره "رژیم فستینگ "گرفته

عید نزدیکه و منم تصمیم گرفتم رژیم فستینگ بگیرم. سریع دانلود کردم و شروع کردم، تازه الان تخفیف خوب هم دارن! 🎉

شما هم می‌تونید با زدن روی این لینک شروع کنید

در مورد بحث ارث مخیلی مواظب باش خدایی نکرده ، پول ناحقی وارد زندگی ات نشه، یک عمر بچه هات به خاطر لق ...

والا مادرشوهرم یه مقدار پول داشت 

بین بچه هاشو تقسیم کرد این برادرشوهرم گفت که من بچه دارم اجاره نشینم سختمه سهم داداش رو یعنی شوهر من رو بهم بده تا من خونه بخرم بعد ماهیانه بهش پس میدم 

مادرشوهرم نداد گفت خوب اینم خودش اجاره نشین هست 

طلاهای زنت رو بفروش خونه بخر 

اونم شروع کرد تیکه و طعنه زدن به شوهرم دیگه باهم قهر کردن

عمق ناراحتی برادر شوهرت رو اطلاع ندارم 

اما این طرز صحبت با شما هم صحیح نبوده 

از حق نگذریم 

همسرتون باید اینبار تماس می‌گرفت بعد اون کدورت ها...


اما توی جمع خانوادگی ، شما خودت رو بده نکن 

اگر هم ناراحتی 

به خاطر کوچیکتر بودن 

شما سلام کن 

نمی‌خوای که بشینی بگو بخند کنی


اگر گرم جواب دادن چه بهتر 

اما اگر سرد جواب دادن چیزی از ارزش های شما کم نشده 


بنظرم شما رفتار همیشگی خودت رو داشته باش تو جمع چون اونا هیچ وقت بچه خودشون رو مقصر نمی‌دونن شاید ا ...

دقیقا هر چی باشه اون از خونشون هست من غریبه هستم معلومه که طرف بچه ی خودشونن

و اما در مورد مهمونی، به نظرم دعوت همزمان هر دو طرف خانواده اصلا درست نبوده.برادر شوهرت هم دیگه تحوی ...

رابطه مادرامون باهم خوبه بخاطر همین زیاد باهم رفت و آمد دارن و منم باهم دعوتشون کردم 




من وجا یم بخاطر اخلاق گندش که دروغگو ودوبهم زن هست همیشه مشکل داشتیم اون همیشه بدی منو میکرد پیش خانواده شوهرم ولی ما اصلا چیزی نمیگفتیم همیشه من مقصر میشدم ومیرفتم واسه آشتی ینی من بخاطر شوهرم کوتاه میومدم بارها هم مادرشوهرم ازم میخواست که این کارو کنم 

8سال پیش شوهرم وبرادر شوهرم باهم بحث میکردن من به شوهرم گفتم تو کوتاه بیا جلو بچه زشته که برادر شوهرم پرید به من وهرچی تو دهنش بود بمن گفت حتی حمله کرد منو بزننه در حضور کل خانواده من هیچی نگفتم 

بعد 8سال میگن تو باید بری سلام بدی منم که عمرا 

به مادرشوهرم گفتم چند بار رفتم حالا نوبت اوناس مادر شوهرم میگه من اصلا یادم نمیاد 

بخاطر همینه که میگم اونا بچه های خودشون رو نمیزارن کنار بخاطر شما شما همیشه سلامت و بگو واونارو به حال خودشون بزار تا حرف پشتت نمونه

هماهنگ کنید خب ک سلام بدین یان

والا شوهرم میگه کلا دیگه نگاشم نمیکنم ولی مادرش خیلی سعی داره اشتیشون بده میترسم توی جمع بخواد این کار رو کنه و اون موقع هست که من نمی‌دونم چیکار کنم 

عمق ناراحتی برادر شوهرت رو اطلاع ندارم اما این طرز صحبت با شما هم صحیح نبوده از حق نگذریم همسرتون با ...

والا مادرشوهرم یه مقدار پول داشت 

بین بچه هاشو تقسیم کرد این برادرشوهرم گفت که من بچه دارم اجاره نشینم سختمه سهم داداش رو یعنی شوهر من رو بهم بده تا من خونه بخرم بعد ماهیانه بهش پس میدم 

مادرشوهرم نداد گفت خوب اینم خودش اجاره نشین هست 

طلاهای زنت رو بفروش خونه بخر 

اونم شروع کرد تیکه و طعنه زدن به شوهرم دیگه باهم قهر کردن


اینم دلیل ناراحتیش 


خودمم بخاطر جمع میگم یه سلام کلی کنم بعد دیگه باهاشون هم کلام نشم

ارسال نظر شما


نظر خود را وارد نمایید ...

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792