2777
2789
عنوان

😭😭اینقدر گریه کردم پای

| مشاهده متن کامل بحث + 1651 بازدید | 108 پست
میگم میشه بگی پایان شیدا و بهزاد چی شد؟...من پایانشو نخوندم...بهادر چی شد؟...آیدا دوست شیدا ؟...


نمیدونم تا کجاشو خوندی 

بهزاد و شیدا به هم رسیدن 

بچه دار شدن بچه اولشون سندروم دان داشت دکتر ب شیدا گفت سقط  کن تا ۲ هفته مهلت داری شیدا نکرد و پیش بهزاد نگفت 

بچه که به دنیا اومد بهزاد قبولش نکرد نمیخواست ببینتش آرامش از زندگیشون رفت

با هم رفتن دبی اونجا با امیر دوست بهزاد و زنش آزیتا آشنا شدن تو دبی بچه مرد از قبل گفته بودن که میمیره و تمام این مدت بهزاد قبولش نکرد و چندشش میشد ازش

بعد از اون ماجرا شیدا بهزاد رو نبخشید حتی راضی نمیشد ببینتش بهزاد هرکاری کرد تا شیدا اونو ببینه و باهاش حرف بزنه ولی راضی نمیشد

بعد چن وقت ک شیدا فهمید حاملس به بهرخ گفت ک ب بهزاد بگه طلاق میگیریم و بچه رو هفته ی بار ببینه بهرخ راضیش کرد ک خودش بهش بگه باهم قرار گذاشتن حرف زدن مطیع شدن آروم شدن شیدا از خیر طلاق گذشت ولی گفت همچنان فاصله داشته باشیم 

قبل از اینکه شیدا و بهزاد همو ببینن شیدا با آیدا ملاقات داشت بعد چن سال. دفتر بیمه زده بود و گفت میخواد با کیوان ازدواج کنه و نامزد کردن و شیدا رو دعوت کرد 

ی شب شیدا خریت کرد و همه چی زندگیشو برای آیدا تعريف کرد و زار و زار گریه کرد ولی آیدا نارو زد رفت پیش کیوان تعريف کرد

اون روزی که از قرار با بهزاد برمیگشت کیوان اومد پیش شیدا لا گریه و حال بد که تو سهم من بودی نمیزارم بهزاد اذیتت کنه بهزادم شاهد بود. بهزاد خیلی سعی کرد آروم باشه ولی کیوان ول کن نبود 

بهزاد کیوانو ناخواسته هول داد و از اونور ک ی ساختمون بود میاه بود نمیدونم چی بود خورد رو سر کیوان و کیوان مرد.


اگه یادت باشه اولش گفته بود که حقی پدر کیوان با بهادر سر یه پرونده کینه داشتن باهم حقی اصلا رضایت نداد وشیدا مونده بود و دخترش که به دنیا اومده بود هرکاری کردن رضایت ندادن حتی هومن هم براش کمپین گذاشت ولی راضی نشد تا اینکه بهادر تونست اثبات کنه ک عمد نبوده اونم ب شرط اینکه حقی بهش گفته بود بگو من تو پرونده حقی ناعدالتی کردم و الکی گفتم ولی بهزاد وقتی رفت اعتراف کنه الکی گفت من کیوانو کشتم و دادگاه حکم قصاص داد . شیدا ۳ ساعت مونده به اعدام رفت که ب دست و پای حقی بیفته تا اعدامش نکنن ولی قبول نکرد حین التماس سکته کرد و فوت شد و حقی هم ک ب اون چه میخواست رسیده بود به بهزاد رضایت داد...شیدا اوایل خیلی شکسته شده بود:( بهزاد تا چن ماه نمیتونست بچه رو قبول کنه و بچه های بهناز و بچه بهزاد هم گردن بهادر بودن تا اینکه بالاخره بهادر قانعش کرد ...راستی مادر بهادر هم وقتی بهزاد تو زندان بود فوت شد و محسن شوهر بهناز که از بهزاد کینه به دل داشت رفت الکی شهادت دروغین داد که بهزاد از قصد کیوان رو کشته و اون از قصدش خبر داشته 

کاربری متعلق به دو نفر:) خاله خواهرزاده🤭                             5 سال خواننده خاموش بودم:( از اونام ک جز خدا کسی ب چشم نمیاد!!  خانواده پر جمعیت"" ( خانومِ مهندس بشم💅🏿)

مامان ها✋✋ طاها من مشکل توجه تمرکز و تاخیر کلام داشت.

دو سال برای گفتار درمانی حضوری می‌رفتیم که بی نتیجه بود.😔

تا با خانه رشد که صد تا درمانگر تخصصی گفتار و کار و روانشناس آنلاین هستن آشنا شدم، برای هر مشکلی هم آقای خلیلی بهترین درمانگر رو بهم معرفی کرد. 

این مدت خدا رو شکر پسرم خیلی پیشرفت کرده.🤩🤩

اگه نگران رشد و تربیت فرزندتون هستین خانه رشد عالیه. شما هم می‌تونید با زدن روی این لینک شروع کنید.

نمیدونم تا کجاشو خوندی بهزاد و شیدا به هم رسیدن بچه دار شدن بچه اولشون سندروم دان داشت دکتر ب شیدا گ ...

مرسی عزیزم لطف کردی ...وای خدا چقدر تلخ تلخ بود...ولی این بهزاد هیچ جوره به دلم نمینشست حیف شیدا که به خاطر هم چین آدمی دق کرد💔

خدایا ان شاءالله مصلحتتو با حاجتم یکی کنی...

مرسی عزیزم لطف کردی ...وای خدا چقدر تلخ تلخ بود...ولی این بهزاد هیچ جوره به دلم نمینشست حیف شیدا که ...

خواهش قشنگم 

اتفاقا من برای بهزاد خیلی بیشتر ناراحت شدم‌ از اون همه غرور هیچی نموند. شکست ...

کاربری متعلق به دو نفر:) خاله خواهرزاده🤭                             5 سال خواننده خاموش بودم:( از اونام ک جز خدا کسی ب چشم نمیاد!!  خانواده پر جمعیت"" ( خانومِ مهندس بشم💅🏿)

ارسال نظر شما


نظر خود را وارد نمایید ...

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792