کادویی که برادرشوهرم و جاریم برای عروسیمون دادن یک چهارم کادویی که شوهرم بهشون داده هم نیست. در صورتی که پول هم داشتن و میتونستن تا حدی جبران کنند و میدونستن ما هم دستمون خالیه برای خرج و مخارجمون.
هر وقت هم میریم بیرون توقع دارن همسر من حساب کنه چون همش ما داریم پیشنهاد بیرون رفتن میدیم.
وقتیم به همسرم میگم بذار یه بار هم اونا ما رو ببرن بیرون شروع میکنه به اینکه آدم باید جواب بدی رو با خوبی بده و اون برادرمه و ...
منم نسبت به جاریم خودم میدونم حساس شدم چون متوجه شدم با اینکه ظاهرش خیلی خوشرو و همش بگو بخند میکنه ولی به موقعش نیش زهردار میزنه.
رفتارش طوری بوده که خانواده همسرم و حتی خود همسرم تلاش میکنند هرچیزی برای جاریم تهیه نشده برای منم نشه، ولی هرچیزی برای اون بوده مجبور نیستن برای من تهیه کنند.
خیلی ما دوتا رو مقایسه کردند و همش بهم میگن چی داشته، چی خریده کجا رفته🫠🫠 دیگه خودمم افتادم تو مقایسه مدام، خصوصا که میگم اگه به جای اینکه انقدر شوهرم خرج اونا کرده به فکر من میبود الان خیلی زندگیمون بهتر بود و الان دیگه دوست ندارم حتی باهاشون برم پارک سر کوچه.
شما باشید چیکار میکنید که شوهرتون درک کنه و همراه باشه؟