من بعد عروسیم سریع باردار شدم حالم خیلی بد بود
رفتم دو ماه خونه مامانم وایسادم تا حالم یکم بهتر شد اما از گوشت و مرغ بدم میآمد
ما توی جهیزیه زیاد گوشت و مرغ و اینا میزاریم
توی فامیل یک خانواده هست یکم نیازمنده من گفتم گوشت و مرغ های یخچال رو برم بدم بهشون تا کهنه و مونده تر نشده
رفتم دیدم یخچال و فریزر رو مادرشوهرم انگار جارو کشیدن
هیچی نداشتم حتی شیشه مربا و سس رو برده بود
حتی کله پاچه سالم داشتم اونم برده بود
ماهی و سبزی و هرچی ک توی یخچال عروس میزارن
بعداً ک بهش گفتم شما رفتین ب یخچال دست زدین ؟؟؟
گف آره میدونستم ک فعلا نمیای همه رو خوردیم
توی دلم گفتم کوفت بخوری ایشالله مامان بیچاره من یخچال رو انگار واسه تو پر کرده بوده