در چنین شرایطی سعی میکنم اول به خوبی های همسرم فکر کنم،
به این فکر کنم که اگه ویژگیهای خوبشو نداشت زندگیم باهاش چطور میشد!
به زندگی اونایی که همسراشون ویژگیهای همسرمو نداشت نگاه میکردم تا بهتر درک کنم داشته هامو.
له این فکر میکردم که همه آدما مرتکب اشتباه میشن و هیچکس مبرا از خطا نیست و حتی ممکنه خودم یه روز اشتباه بزرگی انجام بدم که نیاز به بخشش همسرم داشته باشم
به این فکر میکنم چقدر خوبه که همسرم اشتباهشو فهمیده (اگر متوجه اشتباهش شده) و همین الان خیلیا هستن که با وجود انجام همین خطا هنوز طلبکارن و به دل شکستن همسرشون دارن ادامه میدن
و اینکه یک عامل کمک کننده بزرگ در همه مشکلات نگاه معنویه،
با نگاه معنوی به زندگیم ادامه میدم
به این فکر میکنم الان خدا توقعش از من چیه به عنوان یک زن متاهل؟
از نگاه خدا وظیفه و مسئولیتم چیه توی این زندگی؟
الان چیکار کنم خدا و امامم ازم خوشحالترن؟