2777
2789
عنوان

مادرشوهرم بی احترامی کرد روز اول عید

| مشاهده متن کامل بحث + 916 بازدید | 51 پست
بله از اینکه برای عید دیدنی بایذ سه بااار تماس بگیره باهاشونمادره و چشمش به در روز عیدولی بزرگتر سه ...

بلخره باید این جنگ دعوا تموم بشه یه جا روز اول عید با روز دوم عید چه فرقی میکنه آخه حالا ما روز اول عید با خواهرم برنامه ریختیم میریم خونه مادر شوهرمون روز دوم می‌آییم خونه مامانمون اونم ناراحت نمیشه بعدم مادر که نباید تلافی کنه نباید کدورت بندازه بخدا بعضی مادرا نمیدونم چرا اینجوری میکنن از بچه بچه تر میشن الان بی محلی کرد خوب شد دفعه بعد عروسه بدتر میکنه 

بچه یه چیزی تو دلم مونده نگم میترکم😍

جاریمو بعد مدت‌ها دیدم، انقدرررر لاغر شده بود که شوکه شدم! 😳

پرسیدم چی کار کرده تونسته اون لباس خوشگلشو بپوشه تازه دیدم همه چی هم می‌خوره!گفت با اپلیکیشن زیره "رژیم فستینگ "گرفته

عید نزدیکه و منم تصمیم گرفتم رژیم فستینگ بگیرم. سریع دانلود کردم و شروع کردم، تازه الان تخفیف خوب هم دارن! 🎉

شما هم می‌تونید با زدن روی این لینک شروع کنید

بلخره باید این جنگ دعوا تموم بشه یه جا روز اول عید با روز دوم عید چه فرقی میکنه آخه حالا ما روز اول ...

درسته چون خودتون با برنامه میربد و بهش میگید

ایشون مادرشوهرش سه بار زنک زده چرا تمیاید منزلمون

خود بزرگتر که نباید بزنگه بگه چرا نیومدید دیدنم

دختراشم روز اول اومدن لابد دیکه 

وزن بارداری ۸۶ ، بلافاصله  بعد زایمان ۷۸، روز چهلم ۶۹ هدف ۶۵

درسته چون خودتون با برنامه میربد و بهش میگیدایشون مادرشوهرش سه بار زنک زده چرا تمیاید منزلمونخود بزر ...

میگه سه بار زنگ زده سه با شم گفته امشب میرن سر میزنن من خدا نیستم از قضیه و زندگی اینام خبر ندارم  ولی میگم مادر که سن و سال داره و تجربه داره باید صبور باشه باید روی باز داشته باشه بین عروس دختر فرق نزاره یه شام درست می‌کرد تعریف می‌کرد وسط تعریفاشم میگفت من چشم به راهتون بودم چرا دیر اومدید نه که مثل بچها قهر کنه و محل نده 

خواهرمم شب اول قدر رفته خونه مادر شوهرش شب نوزدهم یعنی امشبم خونه مامانم بوده صله رحم و دید و بازدید ...

خودشون تازه دعوت کردن...شوهرم رفت به باباش گفت الان همه حرف هارو...باباش سکوت کرده

درسته چون خودتون با برنامه میربد و بهش میگیدایشون مادرشوهرش سه بار زنک زده چرا تمیاید منزلمونخود بزر ...

دحتراش نیومدن..بعدشم روز اول عید امروز بود دیگه دیروز که سال تحویل بود!!!شوهرم به باباش گفت بعدشم زنگ نزده بود بگه چرا نمیاید هی از شوهرم پرسیده شوهرمم گفته شب میایم....اینم از پذیرایی شبش....خودشو از چشم شوهرم انداخت من از اولم میدونستم این مخش اکبند🤣🤣

میگه سه بار زنگ زده سه با شم گفته امشب میرن سر میزنن من خدا نیستم از قضیه و زندگی اینام خبر ندارم و ...

به خدا ما دیر نرفتیم هنوز دختراشونرفتن خونش ما اولین نفر بودیم🤣🤣🤣🤣🤣🤣خیر سرمون....

ارسال نظر شما


نظر خود را وارد نمایید ...

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز