آخه بدیش اینه قبول نمیکنه
میگه من هیچیم نیست.....
دکتری هم میگه روند درمانش کند هست چون قبول نمیکنه...
هرکاری میکنیم قبول نمیکنه که مریض هست....
ولا چون حالش خیلی بد بود و این دکتره خوبش کرد دیگه مادرمینا خیلی بش اطمینان دارن و گذاشتنش زیر نظر همین
الان هم مشاوره میره پیش دکتره و هم قرص میخوره....
اصلا برادرم یچی عجیبی شده بود متاسفانه اینجا نمیتونم بنویسم میترسم شناسایی بشم...