والا اگه سواد داشتی میخوندی گفتم همسر من اینجوری نیس
من قبلا تو عقد با یه ادم بیکار پارانوییدی وسواس و بددل بودم دیدم نمیتونم با این ادم زندگی تشکیل بدم و بچه دار بشم
پدرش بشدت پولدار بود یه خونه ی شخصی سه خواب ۱۴۰ متری برام ساختن واسه اینکه نگهم دارن ،ولی دو دوتا چهارتا کردم دیدم فقط خفته این زندگی
من مثل شما نمیگم از این مرد بچه نیارید،شعور داشتم از این ادم طلاق گرفتم چهارسال بعدشم با همسرم که مردی بشدت متفاوت از نامزد سابقمه ازدواج کردم
هم خودم درآمد دارم و هم همسرم وضعش خوبه،اونقد هم دلپاک هس که در طول این سالها که باهاش ازدواج کردم پیش اومده تنهایی برم مسافرت
رمز گوشیشو میدونم و خیلی کاراکه با گوشی انجام میده رو میسپره به من،منم گوشیم اصلا رمز نداره
اینارو گفتم که بدونی غر زدن راحته ولی کار رو به سرانجام رسوندن سخته
من کار لازم رو انجام دادم نه که بشینم یه گوشه غر بزنم
الحمدالله کاسه ی گدایی هم نمیدونم چه جنسی هس