با یه آقایی تو رابطه آم پلیس فتا هست قصد ازدواج داره بعد من تو یه فروشگاه کار میکنم تا۱۲شب دانشجو هستم و برای خرج تحصیلم کار میکنم حالا آز روزی که آشنا شدم همش بهم میگه خسته میشی نمیخواد بری سرکار گفتم تا آخر سال قرار داد دارم تا اینکه این دو سه روز خیلی این حرف رو میزد یه روز هم پشت گوشی شنید همکار آقام صدام زد امروز داشتم تلفنی باهاش حرف میزدم گفت کاش زودتر آخر سال بشه راحت بشی نمیشه زود تر انصراف بدی خودم کمکت میکنم که من عصبی شدم گفتم دوست ندارم کسی تو کارم دخالت کنهه به کسی مربوط نیست و تو متعصب حتی و مخالف کار کردن خانم ها بعد گفت نه اشتباه فک میکنی منظورم اینه یه جا استخدام بشی یه شغل درست بعد هم گفت حس میکنم تند خو هستی منم عصبی شدم بعد این پیام رو داد