پسرم ۱۰ سالشه بسیار پسر حرف گوش کن و مودب و بی آزار و اذیتی هستش امروز کمدش رو تمیز میکردم چشمم خورد به دفتر خاطراتش که به نظر میومد مخفی کرده ،واقعیت کنجکاو شدم و بازش کردم و خوندم ،ابراز علاقه به یکی از دخترای اقواممون که هم سن خودش بود کرده بود و در مورد این نوشته بود که خیلی دوست داره یه بار ازش لب بگیره،این جمله رو که خوندم نمیدونید چه حالی شدم تا الان خودمو یه جوری نگه داشتم ولی واقعا نمیدونم چه رفتاری نشون بدم ،بچه ها من سعی میکنم تمام مسائل رو پیشش حفظ کنم شاید باورتون نشده ولی مدت هاست که تاب و شلوارک پیشش نمی پوشم یا خیلی مسائل دیگه رو رعایت میکنم الان واقعا هاج و واج موندم که این چه جمله ای بوده که نوشته اصلا باورش برام سخته😔
❤️تو ماهی ومن ماهی این برکه ی کاشی........اندوه بزرگیست زمانی که نباشی❤️
دیروز جاریمو دیدم، انقدر لاغر شده بود که واقعاً شوکه شدم! 😳
از خواهرشوهرم پرسیدم چطور تونسته انقدر وزن کم کنه و لباسهای خوشگلش اندازش بشه. گفت با اپلیکیشن "زیره" رژیم گرفته.منم سریع از کافه بازار دانلودش کردم و رژیممو شروع کردم، تا الان که خیلی راضی بودم، تازه الان تخفیفم دارن!
ولی به عقل من چیز چندان بزرگی نیست یه چیز گذری ک دیده و فکر میکنه ابراز عشق به اون صورت
درحال حاضر همچنان دوست دارم امیر 🩷دارم درس میخونم درصورتی که دوس ندارم کار کردن هم دوس ندارم دوس دارم یه جا بشینم از آسمون پول بیاد🩴عشق رو تجربه کردم 🫣MEOW🐈خویش را بر سر مژگان تو گم کرده دلم پسر کچلم🫂