بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عنوان نحوه نخ دادن ب همکار ، کلا تاپیک های حس ششمی واقعا سمه یکی شون این بود ی حس ششمی بهم بگه کی ازدواج می کنم شوهرم هیکل چ شکلی پولدار شغلش چیه از رو عکس دوست پسرم بگید چه شخصیتی داره ، از رو عکس بگید قد پسر مورد علاقم چقدر هست ، خیلی چیزای دیگه کافیه ی استیکر خنده براری تو تاپیکشون تا جد و آبادتون ب خاطر اون استیکر ب فحش نکش ن دست بردار نیستن
رفته بود در حموم دید شوهرش لیفو صابونی کرد به کل بدنش زد بعد هم کشید رو دندوناش اونارم شست.🤣 بعد ک ...
واقعا بعضی خانوما همه چیو تاپیک میزنن ..یدونه تاپیک دیدم ک میگفت بچه ها شوهرم نمیره برام نوار بخره تنبلیش میاد...یا یکی بود شوهرم باد میده بعد دوتایی میخندیم... و و و میرم صفحشون میخونم مو به مو زندگیشون تاپیک زدن گزارش دادن
اول برای خودت بعد برای حاجت من اللهم صل علی محمد و آل محمد الهی آمین
شوهرتون بعد دستشویی کردن و شستن خودش با دستمال خشک میکنه یا ن یکی دیگه هم آیا شوهرتون خودش شورتش میشوره یا شما براش می شورید خیلی زیادن جاری م ب سرفه میگه سلفه چ جوری از این قضیه استفاده کنم و ضایع ش کنم ،
حالا من ی وارد ی تاپیک شدم نوشته بود آیا رفتار این پسر زشته یا ن ، بعد ببین ی لیست بلند بالا داده بود ک با این پسره من دوست معمولی هستم رفتیم مثلا من شیر کاکائو خرید شده این قدر اون کیک خریده شده این قدر بعد ادامه لیست کلی چرت و پرت از قیمتا گذاشته بود ریز ب ریز از چیزهایی ک خورده بود بعد من استیکر خنده گذاشتم یعنی ب خاطر اون استیکر ی متن طولانی فحش و توهین برای من نوشت اسکل بعضی هاشون واقعا مشکل روانی دارن
حالا من ی وارد ی تاپیک شدم نوشته بود آیا رفتار این پسر زشته یا ن ، بعد ببین ی لیست بلند بالا داده بو ...
منم از اینا دیدم. حتی بدترش رو. یکی گفته بود مشکل چیه که زندگیم اینطوریه. همه گفته بودن. منم محترمانه گفتم یهو مثل جن زده ها شروع کرد به فحاشی و نفرین. چند نفر بهش گفتن کوتاه بیا میگفت نه من آهم گیراست. بعد فرداش دوباره تاپیک زده بود ببخشید دیروز عصبی بودم. تو دلم گفتم تو کارت از عصبانیت گذشته؛ کاملا روانپریشی
فکر میکردم میتونم همه آدمها رو نجات بدم... تا اینکه متوجه شدم اونا دارن خودمم توی باتلاق غرق میکنن.