آقا این مادرشون از دیروز تا حالا نبود بعد
یه نفر اومد گذاشتشون تو کارتون خیلی جیغ میزدن و ناله میکردن منم تازه از بیرون برگشتم رفتم براش شیر خریدم میدونم باید شیر خشک مخصوص گربه بخوره ولی خب همه جا ک تعطیل بود
بعد ساعت۹شب شیر بهشون دادم خوردن
اومدم داخل یعنییی اینقدر ناله کردن و جیغ زدن که نگین
من از حیوانات به شدت فوبیا دارم ولی به شدت هم دوسشون دارم
دیدم کارتون کاملا خیس هست و ۲بچه گربه ها همو بغل کردن
اینقدر گریه کردم و التماس خواهرم و مامانم کردم که یکیتون بیاد جا براشون درس کنه نیومدن💔😭
منم دیگه دیدم اصلا براشون مهم نیست
دستکش یه بار مصرف پوشیدم
هم گریه میکردم
هم دعا میکردم که خدایا چرا من جرات ندارم و منو در این شرایط قرار دادی
دیگه هی داشتم که کجا براشون جا درس کنم خواهرم اومد
تو ۵دیقه همه چی رو درس کرد اون نمیترسه
باورتون نمیشه ساکت شدن هیچی نمیگن
نمیدونین چطوری میلرزیدن هنوز چشام اشکی هست
سردرد هم گرفتم اینقدر ک گریه کردم
بچه هم نیستم که بگین مگه بچه ای💔💔💔
چرا فوبیا حیوانات دارم درصورتی دوس دارم کمکشون کنم
مثلا پرنده میبینم زخمی هست دوس دارم کمکش کنم ولی میترسم 💔😭