توی خونه سروصداس با اینکه بچه کوچیک هم نداریم
بزرگن ولی هنوز نمیفهمن یکی بخواد درس بخونه نباید سروصدا کنن
من گفتم فردا صبح برم کتابخونه گفتن باشه ببینم چی میشه
مامان و بابام داشتن صحبت میکردن (یهو داداشم برداشت گفت مطمئنین میخواد بره کتابخونه جای دیگه میخواد بره فردا اصلا عیده کتابخونه باز نیست) دیگه صحبت میکرد بعد بابام گفت فوقش دو ساعت بره و هی میام بهش سر هم میزنم
من تابحال تنها جایی نرفتم و نمیزارن
کاش کاش از من چیزی میدین که اینجوری ازم میگن که فکر کنن برم بیرون چیکار کنم
من حتی به مشاور تحصیلیمم گفتم که واقعا حالم از هرچی جنس مخالفه بهم میخوره و با پدر و برادرامم صحبتی ندارم
من با مامانم ارتباط بهتره با بقیه صحبت نمیکنم ولی میترسم یکوقت مامانم پشتمو خالی نکنه واقعا خیلی ناامید میشم
من اگر بخوام بگم که برادرای خودم چجور ادمین که دیگه
تمام سعیمو میکنم نگم با اینکه انقدر پشتم چرت و پرت گفتن
فقط باید پیجشو ببینین هرچیییی دختر و زنه فالو داره