سلام
من هنوز ازدواج نکردم و نامزدم
همسرم از الان همیشه میگه ما نباید مامانمو تنها بزاریم باید همیشه هرجور شده پیش هم باشیم تنهایی براش خیلی سخته و فلان یا میگه باهم شام بخوریم چیمیشه مگه
خب طبیعیه من دلم بخواد زندگی مستقل خودمو داشته باشم
هیچعروسی دلش نمیخواد زندگی مشترکش تو دید مادرشوهر باشه
من چجوری به همسرم بگم که ناراحت نشه و دیدش به من بد نباشه .. مثلا زبونم لال مامان خودم تو این وضعیت بود همسرم اوکی بود همیشه پیش هم باشیم یا بریم خونه مامانم بخوابیم؟
همسرم بچه ی آخره و یه برادر بزرگ تر از خودش داره