من عصررخونه نبودم(خونه مادرشوهرم هستیم) دختر عموش براش کیک اورده بود(همسایمون هستن)
بعد دختر خاله هاشم باهاش بودن انگار اومدن داخل خونه خواهر شوهرام و مادر شوهرممم نبودن ولی اینا موندن بعد دستگا فیشیال رو دیدن دختر عموش به شوهرم گفته صورتمو فیشیال کن کار با این دستگاها بلددنیستم(از این دستگا حرفه ایا هفت کارس) برا سالن شوهرم بود اورده بود صورت منو اوکی کنه
بعد دختر خاله های دختر عموشم گفتن صورت مارو هم فیشیال کن شوهرم گفته بود شرمنده نمیشه
من از خواب بیدار شدم شوهرم بهم زنگ زد گفت اینا اومدن خونه بعدم الناز صورتشو فیشیال کرده (الناز کلاس دهم هست)
چقد اعصابم خورد شد چقد فشاری شدم شوهرم بحث کردم
گفت این بچه روی دست خودم بزرگ شده اخه چرا اعصابتو خورد میکنی چیکار کنم دلش میخواست منم انجام دادم
بعدم گفت تازه دختر خاله های پرووش هم میخواستن انجام بدن دیگه قبول نکردم گفتم شرمنده نمیشه