یعنی سه روز دیگه عید فطره
مامانم وقتی روزه میگیره وحشتناک بد اخلاق میشه تا ساعت دوازده میگیره میخوابه یه سری چیزارو میسپره دست من ، از درس و دانشگاه عقب می مونم ، اینش اوکیه خودمو گول میزنم که فرض کن زن خانه داری
اما اینکه سطح قند خونش میاد پایین دهنش بوی بد میده با هممون سر هیچی دعوا میگیره، کافیه دم افطار بابام نون تازه نخره یا خرماش تموم بشه میشینه با اون بدبخت دعوا راه میندازه که تو خونه هیچی پیدا نمیشه تو بی عرضه ای و فلان
چرا واسه من بدبخت یه چایی نذاشتی چرا من باید واسه شما غذا درست کنم (درست نکنه به ما چه ولی باید جواب بابامو خودش بده) یه قیافه شمر هم به خودش میگیره ، دکتر به خاطر کمرش و قند بالاش گفته روزه نگیر اما این میگیره تا نره جهنم