کسی که دوستش دارم
پسر خوبیه خانواده داره
تنها و تنها مشکلش اینه که یه شهر زندگی میکنن که اسم اون شهر بد در رفته از لحاظ خلافکاری
مادرش تماس گرفت وقت خاست برای دیدار حضوری
پدرم تا شنید از اون شهر هستن گفت نه و تمام
چکار کنم آخه حتی نمی زارم بیان بشناسنشون حتی تماس هم نمیگیره تحقیقی چیزی کنه
کسی هم نمیدونه من میشناسمش پسره رو فکر میکنن سنتیه
خوش ب حال پسرا
چرا نمیتونم حرف دلمو بزنم