از یه طرف فامیلای بی ملاحظه که از شهرای دیگه می اومدن می موندن. از طرفی پدر مادرم سر اینکه خونه کی بریم و من خونه خواهرت نمیام و فامیلت به من بی احترامی کرد و فلان دعوا میکردن یا اختلاف داشتن. از طرفی من درون گرا بودم نمیتونستم این حجم از شلوغی و مهمون ۲۴ ساعته رو تحمل کنم اما برای کسی مهم نبود. مثلا اگه میرفتم تو اتاق چند ساعت تو حال خودم باشم مهمونا بدشون می اومد میگفتن به ما بی احترامی کرد😑 همش جنگ اعصاب بود. همیشه دعا دعا میکردم زودتر جمع کنن برن
نه عزیزم😂 تازه نوع غذاهارو هم مشخص میکنن که چیا درست کنیم
حتی لیوان ابی که میخورنو از رو میز جابجا نمیکنن
البته من اعتقادم اینه مشکل از مادر منه که میزبانه
من هیچ وقت اجازه نمیدم کسی درین حد سو استفاده کنه ازم
داستان تو هنوز تمام نشده! تو خواهی خندید ، در جایی که قبلا گریسته بودی......🤍🤍🤍🤍گاهی جواب بدی آدما نه خوبیه نه بدی و نه حتی مثل خودشون رفتار کردن،جوابش فقط حذف اون آدماس😏
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
کاره خوبو منو خواهرم کردیم جهاد کردیم قطع رابطه کردیم😄مادر منم خیلی رو میداد به فامیل
منم خیلی دوس دارم واقعا این کارو کنم ولی مادرم زانو هاش خیلی درد میکنه باید مفاصلش تعویض بشه نمیتونم موقعی که مهمان داره تنهاش بذارم😔 ولی واقعا خسته ام از مهمونداری
هیچ کسم مارو دعوت نمیکنه
همیشه ما میزبانیم
داستان تو هنوز تمام نشده! تو خواهی خندید ، در جایی که قبلا گریسته بودی......🤍🤍🤍🤍گاهی جواب بدی آدما نه خوبیه نه بدی و نه حتی مثل خودشون رفتار کردن،جوابش فقط حذف اون آدماس😏
منم خیلی دوس دارم واقعا این کارو کنم ولی مادرم زانو هاش خیلی درد میکنه باید مفاصلش تعویض بشه نمیتونم ...
خدا سلامتی بده به مادرتون سخته همیشه میزبان بودن ماهم همیشه میزبان بودیم مادرم که فوت کرد فامیل مفت خورو انداختیم دور راحت شدیم مونده برادرام که سالی یبارم نمیتونم تحملشون کنم ولی اگه پول وخونه از خودم داشتم بااوناهم قطع رابطه میکردم راحت میشدم