من اصلا نمیخواستم برم باهاشون داداشم زنگ زد گفت میخواهد بیاد دنبالم توام بیا بهش گفتم تو بجه کوجک داری گناه داری و فلان...
بعد منم گفتم باشه بعد زنگ زده به داداشم که آره ابن بچه کوچکش اذیت میکنه و من نمیتونم و فلان...
بعد داداشم گفت ماشین زنم خراب شده چون داره میبره تعمییرگاه نمیریم و کلا باهم بیرون رفتن و من رو پیچوندن دیروز
بعد امروز به داداشم گفتم بیا بریم بیرون اگر خانمت ماشینش درست شده و دوست داری بریم بیرون بعد گفت نه ما رفتیم بیرون و زنم گفته بچت اذیت میکنه نریم با این ها ولی بهش چیزی نگو..
چون داداشم از زنش جدا زندگی میکنن و دادشم اکثرا خونه بابامه گفت امروز اگه میخواهی بیا بریم بیرون زنمم نیاد من میام و مشکلی ندارم...
ولی حالا موندم از دست داداشم دلخور باشم یا ن یا اصلا باهاش برم بیرون یا ن