سلام ۴ ساله ازدواج کردم ازدواج دومم هست شوهرم همینطور دو ی دختر داره من من دو تا دارم دخترش به مامانش داده بچه های منم پیشه باباشون هستن والا اومد خاستگاری خیلی خیلی آدم با دین ایمانی بنطر میرسید من خیلی ازش خوشم اومد خانوادم راضی نبودن ولی من گفتم فقط همین خوبه گفت من مهریه نمیدم ولی یه خونه ۴۰ متری دارم میزنم به نامش منم قبول کردم بعداز یک سال زندگی به نامم زد ولی الان سه ساله رفتارش عوض شده خیلی اذیتم میکنه میگه خونم پس بده تو دوزی کلا برداری هر روز دنبال یه بهونه هست آنقدر اذیتم میکنه بهم میگه ازم خونم برو بیرون منم بشه میگم کجا برم خونم تو برو جمع میکنه چند روز چند روز از خونه میره همش بهم تهمت میزنه بهم میگه نمیخوام باهات زندگی کنم تورو خدا کمکم کنی مشاور هم رفتم اون نمیاد هیچ فایدهای ندارد نمیخوام طلاق بگیرم