برخلاف بقیه، من کاملا متوجه احساس ت هستم
اوایل هرچی به مامانم میگفتم میگفت تو خسیسی، حالا این چیزی نیست اون چیزی نیست و....
درحالی که در وهله اول موضوع استقلاله که وقتی پسرتون ازدواج کرد ولش کنید دیگه، در وهله دوم همین کمک کردن ها زمینه دخالت رو ایجاد میکنه و در وهله سوم همین کم کم خرج کردن ها هم خیلی میشه
ببین خونواده همسرم من جایی میخواستن برن زنگ میزدن که برامون اسنپ بگیر، با پنبه هم سر میبرن و جوری عزیزم قربونت برم میکنن که باورت نمیشه زنگ زدن دوزار ازت بِکَنَن
الان هم هرازگاهی زنگ میزنن بابت تیغ زدن و... ، تا اخر عمر هم این زنگ زدن ها و کلاهبرداری ها تموم نمیشه، اما تا همسرم متوجه نشه شما نمیتونی کاری کنی
اصلا سر این موضوع باهاش دعوا نکن با زبون پیش برو
باورت میشه برادر شوهر من زنگ میزد که زنم مریضه بیمارستانه پول بده، درحالی که زنش مریض نبود اما با این دروغ ها سو استفاده میکرد.... چون میدونست مثلا همسر من دلش میسوزه وقتی بدونه زنش بیمارستان ه