2777
2789
عنوان

دیروز شوهرم زنگ زد گفت تا من بیام میری خونه بابات

| مشاهده متن کامل بحث + 1307 بازدید | 56 پست
تاپیکاتو دیدم چقد شبیه منی

وقتی فهمیدم نمیتونستم تحمل کنم. اولش سعی می‌کرد ماستمالی کنه ولی دروغش رو کردم بعدش دعواهامون به جاهای باریک کشید دیگه دیدم چاره ای ندارم فعلا دهنمو بستم بهش گیر نمیدم تیکه نميندازم. از وقتی دعوای شدید کردیم دختر سه سالم ناخن میجوه همش ترس دوری منو داره خیلی بهم وابسته تر شده هر جا برم چسبیده بهم😔

بچه یه چیزی تو دلم مونده نگم میترکم😍

جاریمو بعد مدت‌ها دیدم، انقدرررر لاغر شده بود که شوکه شدم! 😳

پرسیدم چی کار کرده تونسته اون لباس خوشگلشو بپوشه تازه دیدم همه چی هم می‌خوره!گفت با اپلیکیشن زیره "رژیم فستینگ "گرفته

عید نزدیکه و منم تصمیم گرفتم رژیم فستینگ بگیرم. سریع دانلود کردم و شروع کردم، تازه الان تخفیف خوب هم دارن! 🎉

شما هم می‌تونید با زدن روی این لینک شروع کنید

وقتی فهمیدم نمیتونستم تحمل کنم. اولش سعی می‌کرد ماستمالی کنه ولی دروغش رو کردم بعدش دعواهامون به جاه ...

یه روز گفت برو گمشو از خونم بیرون منم از خدا خواسته رفتم دخترمم نبردم (پسرمم که بزرگه) تا 11 شب خونه نیومدم. بچه حسابی اذیتش کرد. یکم حساب کار دستش اومد ولی از اون موقع دخترم ترس دوری منو داره. یا همش ناخن میجوه  

یه روز گفت برو گمشو از خونم بیرون منم از خدا خواسته رفتم دخترمم نبردم (پسرمم که بزرگه) تا 11 شب خونه ...

نه من مادرشوهرم هست یکم اونا نگه میدارن بعدم که ازدواج میکنه میبره پیش خودش.. بیچاره بچه ها.. ادم نمیدونه خوب کاری میکنه بخاطر بچه میمونه یا نه

نه من مادرشوهرم هست یکم اونا نگه میدارن بعدم که ازدواج میکنه میبره پیش خودش.. بیچاره بچه ها.. ادم نم ...

رفتی خونه بابات؟؟ من تو این چند سال چند بار گفته ولی تاحالا قهر نرفتم

ااخاخه بچه دارم من اگه شکایت کنم اونم شکایت میکنه که بهم تهمت میزنه

شمایت چی؟ خونه رو ترک نکن تا نتونه شکایت واسه تمکین بکنه

🇵🇸✌🏻می کنند اسلام و قران را فدایت اما ؛ از کیسهٔ خلیفه می بخشند اینان تو را (بیتی برای ایران) 🌿دو تا زن که باید بشناسی راشل کوری میترا کمایی 🌿من عمل منکم سوءً بجهالة ثم تاب من بعده و اصلح فإنه غفور رحیم💗اسلام دینی است که در آن بزرگترین گناه ناامیدی از خداوند است💗زر نبارد از آسمان به سرش ، یا خودش دزد بوده یا پدرش/ فما جاع  فقیر الا بما متع غنی

بیشتر ببینید
رفتی خونه بابات؟؟ من تو این چند سال چند بار گفته ولی تاحالا قهر نرفتم

شهر غریبم رفتم پارک و خیابون شب که شد یواشکی رفتم سمت پشت بوم ساختمون مون تو راه پله موندم از اون بالا نگاه میکردم افتاده بود به خودش هی میومد بیرون تا بره منو پیدا کنه بچه هم باهاش بود گریه میکرد بچه میگفت بریم مامانو پیدا کنیم. یا شوهرم به پسرم میگفت زنگ بزن بگو مامان بیاد خونه. قصد داشتم شب همون بالا بخوابم ولی اتفاقی شوهرم منو دید

من ازعمق مشکلاتتون نمیدونم

ولی اگه واقعا پشتیبانی خانواده خودت نداری و شاغل هم نیستی بعد طلاق شرایط بد تر میشه برای تو

سعی کن شروع کنی به حل کردن مشکلاتت به خصوص تو رابطه باهاش گرم بگیر خودت برو سمتش اینقدر تو رابطه وابسطه اش کن که مشکلات بیرونتون هم کم کم حل بشه چون بلاخره بچه داری

من بارداری دومم هست سه ماه اول ویار خیلی بدی داشتم اصلا شرایط رابطه و هم صحبتی با شوهرم نداشتم کم کم ک حالم خوب شد یه پیامی تو گوشیش دیدم اومدم بازش کنم که گوشی ازم گرفت ‌ و گفت پاکش کرد و گفت نخون ناراحت میشی 

من دیگه دنبالش نگرفتم چون شرایطی ندارم که بخوام دنبال اعصاب خوردی برای خودم باش از طرفی هم هنوز اینقدر براش مهم هستم که گفت نخون ناراحت میشی بعدش قشنگ باهاش گرم گرفتم و .... خودش بعد چند روز اومد برام تعریف کرد گفت فقط در حد پیام بوده خلاصه ماهم خیلی دعوا داریم مخصوصا از دخالت های خواهراش ولی تو رابطه شدیدا بهم وابسته هست اختیار زندگیم نسبت به سال های اول خیلی اومده دستم

فقط 14 هفته و 2 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
ارسال نظر شما


نظر خود را وارد نمایید ...

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792