کلا ۲ بار بیشتر منو ندیده ... اولش فک میکردم یه کراش زدن ساده ست ... ولی الان هر لحظه بهش فکر میکنم ...
توو محل کارم باهاش برخورد داشتم و ...
تازه فهمیدم روانشناس و مشاورم هست ...
دوس دارم برم پیشش مشاوره ... که فقطط بیشتر ببینمش ... میدونم این حس همیشه توو قلبم باقی میمونه ...(((
اینقدرر بهش فکر میکنم که حتی نمیتونم درس بخونم.... چراااا اینطوری شد آخه....💔💔
خودم متولد ۸۲ ام ... فک کنم اون ۳۲ سالش بشه ... شما بودین چیکار میکردین؟؟! ای کاش این همه احساسی نبودم... دوس دارم بهش برسم🥲